نگاه منتظر

بانک شعر امام زمان(عج)

ای امیر عرفه، دست من و دامانت

ای امیر عرفه، دست من و دامانت

جان به قربان تو و گردش آن چشمانت

ای امیر عرفه، حال مناجات بده

بر گدای حرمت وقت ملاقات بده

ای امیر عرفه، دیده ی پرآب بده

دل بی تاب مرا با نگهت تاب بده

ای امیر عرفه، بر سر راهت گردم

گر بیایی به خدا دور سرت می گردم

ای امیر عرفه، تنگ غروب است، بیا

سر زدن بر فقرا سرزده خوب است، بیا

ای امیر عرفه، حامی زهرا، برگرد

جان زهرا دگر از خیمه صحرا برگرد

ای امیر عرفه، بر رخ من خنده بزن

جان زینب بده روز عرفه پاسخ من

ای امیر عرفه، روح مناجات تویی

مشعر و سعی و صفا، مروه و میاقات تویی

ای امیر عرفه، ناز مکن چهره نما

از پس پنجره در باز مکن چهره نما

«ای امیر عرفه» ذکر مدام است، بیا

کار این عاشق دلخسته تمام است، بیا

ای امیر عرفه، دیدن رویت عشق است

مردن امشب به خدا بر سر کویت عشق است

ای امیر عرفه، فیض دمت را قربان

دل دریایی لبریز غمت را قربان

ای امیر عرفه، در عرفاتی امروز؟

یا لب علقمه ی شاه فراتی امروز؟!

ای امیر عرفه، هیئت ما نیز بیا

روضه ی تشنه کنار لب دریاست، بیا

ای امیر عرفه، جان گل یاس بیا

قدمی رنجه نما، روضه ی عباس بیا

ای امیر عرفه، شرح بده خود بر من

سر عباس کجا، ضرب عمود آهن


برچسب‌ها: ای امیر عرفه, دست من و دامانت, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 14:36  توسط سعيد ميري  | 

ای منی ای محفل قرب خدا

ای منی ای سرزمین اهل دل      

ای زاشك زائرت دریا خجل
ای منی ای كعبه عشق و وفا    

ای منی ای مكتب صدق و صفا
ای منی ای مركز وصل اله    

ای به خیل عاشقان میعادگاه
ای منی ای وادی افروخته       

ای زآه خسته دل ها سوخته

 

ای منی ای آفتاب نور عشق    

ای منی ای گام گامت طور عشق
ای منی ای محفل قرب خدا      

ای زمن كرده منیت را جدا
ساكنانت ساكن قرب خدا    

عاشقانت عاشق روی حقند
در كجای دامنت ای خاك پاك   

مصطفی صورت نهاده روی خاك
می رسد بر گوش ،‌از این سرزمین     

بانك لبیك امیرالمؤمنین
خاك اه دل ، تو صحرا بوده ای     

شاهد العفو زهرا بوده ای
در كدامین خیمه ، ای صحرای راز     

با خدا كرده حسین راز و نیاز؟
ای كشیده در تو با امر جلیل     

كارد بر حلق پسر دست خلیل
دامن خشكت به از باغ گلیست    

خرم از اشك حسین ابن علیست
در كجای دامنت از هر دو عین      

بوده جاری در دعا اشك حسین؟
كعبه جان قبله دل ها كجاست       

خیمه گاه یوسف زهرا كجاست
خاك تو باعطر جان آمیخته      

بس كه در آن اشك زهرا ریخته
دوست دارم رو در آن صحرا كنم    

جستجوی یوسف زهرا كنم
یاد رویش رو به مسلخ آورم   

تا چو قربانی جدا گردد سرم
او نهد پا بر سر بریده ام     

بر تن در خاك و خون غلطیده ام
اوست صحرای بلا قربانگهش     

بلكه هفتاد و دو قربان همرهش
او به جای موی سر ، سر می دهد        

قاسم و عباس و اكبر می دهد
حج او داغ جوانان دیدن است     

دور نعش اكبرش گردیدن است
مسلخ او خاك گرم كربلاست    

موقف او زیر سم اسب هاست
سعی حج او صفا لا خنجر است    

مروه اش قبر علی اصغر است
كعبه اش خون ، زمزمش اشك شب است    

در قفایش ناله های زینب است
او رود حجی كه قربانش كنند        

دریم خون سنگ بارانش كنند
سجده اش از صدر زین افتادن است       

بوسه از حنجر به خنجر دادن است
تا كند در موج خون با حق صفا         

سردهد بر دوست اما از قفا


برچسب‌ها: ای منی ای محفل قرب خدا, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 21:57  توسط سعيد ميري  | 

ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟

ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟

سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟

بوی مهدی می‌رسد از بیابان منا

در کجا دارد مکان آن ولیّ کبریا؟

کاش میدیدم رخش می‌نمودم جان فدا

ملجأ و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟

ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟

سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟

کاش می‌دیدم کجاست خیمۀ مولای من

تا به گردش پر زند روح از اعضای من

گر نبینم در منا روی او را، وای من

وجه ذات کبریا یوسف زهرا کجاست؟

ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟

سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟

در کنار اویم و روی او را ننگرم

من از او هستم جدا اوست اینجا در برم

دیده‌ام قابل نبود، خاک عالم بر سرم

تا مرا بخشد ضیاء یوسف زهرا کجاست؟

ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟

سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟

ای عزیز فاطمه، در کجا کردی وقوف

ای تو مولای همه در کجا کردی وقوف

با دعا و زمزمه، در کجا کردی وقوف

می‌دهم دائم ندا، یوسف زهرا کجاست؟

ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟

سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟

خیزم از جا کو به کو شیون و غوغا کنم

با سرشگ دیدگان عقده از دل واکنم

بلکه آن گم گشته را در منا پیدا کنم

بار معبودا خدا! یوسف زهرا کجاست؟

ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟

سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟


برچسب‌ها: ای بیابـان منـا, یوسف زهرا کجاست, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 21:53  توسط سعيد ميري  | 

باید که راهی عرفه گردی ای رفیق

دارد زمان توبه ما دیر می شود

بی توبه هم زمانه چه دلگیر می شود

 

دارد دگر یواش یواش از نشانه ها

آن بنده جوان تو هم پیر می شود

 

وقتی ز دست شب و روز است قدر من

قدر مسلمم آینه تسلیم می شود

 

باید سراغ قافله عرشیان گرفت

ورنه هوای شهر نفس گیر می شود

 

پیش شهید عشق چه سان سر کنم بلند

وقتی نگاه فاطمه تکثیر می شود

 

اینجا هنوز وقت برای انابه هست

با یک اشاره بر لبم اکسیر می شود

 

گاهی که خالصانه ترین گریه می کنم

تقدیر هم مؤید تغییر می شود

 

حالا ز دست، لیله قدر آمدیم و رفت

تکلیف چیست؟ بر تو چه تقدیر می شود؟

 

باید که راهی عرفه گردی ای رفیق

آنجا که معرفت به تو تقدیر می شود

 

وقتی که از وقوف رَوی به مشعر الحرام

دل خود به خود به زمزمه تطهیر می شود

 

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

وقتی زمان مسلخ و تقصیر می شود

 

دیگر صدای هلهله ها پس برای چیست؟

آنجا که دفعتا پدری پیر می شود

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

ذبح عظیم بانی تکبیر می شود


برچسب‌ها: باید که راهی عرفه گردی ای رفیق, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 21:40  توسط سعيد ميري  | 

روز الطاف کبریا عرفه

چون خدا طالب گدا شد باز

در رحمت به روی ما شد باز

بنده، شرمنده ی خدا شد باز

او خریدار اشک ما شد باز

 

خبر آمد گناه می بخشم

کوه عصیان به کاه می بخشم

 

روز الطاف کبریا عرفه

مژده بخشش و عطا عرفه

روز مهمانی خدا عرفه

السلام علیک یا عرفه

 

من از ماه تو به جا ماندم

بنده ای دور از خدا ماندم

 

به سرم آمده بلا چه کنم

گشته ام سخت مبتلا چه کنم

به خودم کرده ام جفا چه کنم

نپذیری اگر مرا چه کنم

 

هیچ کس همچو من نمی خواهد

عبد توبه شکن نمی خواهد

 

من زمین خورده ام مرا نزنید

عبد افسرده ام مرا نزنید

در گنه مرده ام مرا نزنید

پی به خود برده ام مرا نزنید

 

تو ببین عذر اشتباه مرا

به رویم نزن گناه مرا

 

نشود تا که بنده ات رسوا

خوب و بد را ز هم مساز جدا

درهم اینبار هم بخر ما را

تو و رد کردن گدا هیهات

 

ورنه من از خجالت آب شوم

مپسند پیش کس خراب شوم

 

گر ندارم بها، نگهدارم

گوشه این سرا نگهدارم

تو بیا از خطا نگهدارم

تا رَوَم کربلا نگهدارم

 

جبل الرحمة کوه عشق و صفا

عرفات از حضور تو زیبا

 

کاروانی که لاله ها دارد

ای خدا عزم کربلا دارد

کوفه در سر چه نقشه ها دارد

شهر مکر است و ماجرا دارد…


برچسب‌ها: روز الطاف کبریا عرفه, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 21:38  توسط سعيد ميري  | 

آه ای خیمه نشین عرفات

آه ای خیمه نشین عرفات
وارث خون قتیل العبرات
در کجایی که دلم بی تاب است
تشنه ام وصل تو جانم ناب است
 

بی جمال توسیه خورشید است
آرزویت سحر امید است
آه ای خیمه نشین ماه علی
دیدن روی تو فیض ازلی
من به مهر تو گرفتار شدم
بین که از هجر تو بیمار شدم
تا که از ماه رخت دور شدم
شب ظلمانی و بی نور شدم
کن دعا جانب تو گردم
تا که دلداده ی دلبر گردم
آه ای خیمه نشین در صحرا
یوسف گم شده ای از زهرا
همچو یعقوب اسیر آهم
بوی پیراهن یوسف خواهم
در کجا خیمه زدی دلبره من
تا شوی قبله ی چشم تر من
آه ای خیمه نشین فاطمه
وارث خون گل یاس تویی
گریه کن بر غم عباس تویی
خیمه ای که روضه اش خواند کسی
تو سراسیمه به خیمه برسی
حال در مجلس ما هم تو بیا
که شده روضه سقا بر پا

 


برچسب‌ها: آه ای خیمه نشین عرفات, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 21:30  توسط سعيد ميري  | 

در این عرفه،همرهتان،کرب و بلا

ای حلقه اتصال این ارض و سما

ای جمعه به جمعه کنج سرداب دعا

با مهر شما رزق دل امضا بشود

در این عرفه،همرهتان،کرب و بلا

محمدمهدی عبدالهی


برچسب‌ها: در این عرفه, همرهتان, کرب و بلا, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 21:26  توسط سعيد ميري  | 

روز ما و عرفه ، تشنگی دل ، ارباب

روز ما  و عرفه ، تشنگی دل ، ارباب

نبود جز محنت در دلم حاصل، ارباب

من و دیوانه گیم یک طرف و تو طرفی

آه ، دیوانه ام و نیستم عاقل ارباب

من گدای تو شوم بر تو جفایی نشود

کرده ام در حرم لطف تو منزل ارباب

تو بیا، کوزه ی خود را ز طلا ساز اینبار

خاک را رد بکن از مرحله ی گِل ارباب

گاه گاهی بچشی مزه ی فلفل بد نیست

گرچه این قلب شده مزه ی فلفل ارباب

جعفر ابوالفتحی

 


برچسب‌ها: روز ما و عرفه, تشنگی دل, ارباب, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 21:24  توسط سعيد ميري  | 

روز مهمانی خدا عرفه

چون خدا طالب گدا شد باز
در رحمت به روی ما شد باز
بنده شرمنده ی  خدا شد باز
او خریدار اشک ما شد باز
خبر آمد گناه می بخشد
کوه عصیان به کاه می بخشد
روز الطاف کبریا، عرفه
مژده ی بخشش و عطا، عرفه
روز مهمانی خدا عرفه
السّلام علیک یا عرفه
من از ماه توبه جا مانده
بنده ای دور از خدا مانده
به سرم آمده بلا چه کنم؟
گشته ام سخت مبتلا چه کنم؟
به خودم کرده ام جفا چه کنم؟
نپذیری اگر مرا چه کنم؟
هیچ کس همچو من نمی خواهد
عبد توبه شکن نمی خواهد
من زمین خورده ام مرا نزنی
عبد افسرده ام مرا نزنی
در گنه مرده ام مرا نزنی
پی به خود برده ام مرا نزنی
تو ببین عذر اشتباه مرا
به روی من نزن گناه مرا
نشود تا که بنده ات رسوا
خوب و بد را ز هم مساز جدا
دَرهم این بار هم بخر ما را
 تو و رد کردن گدا حاشا
ورنه من از خجالت آب شوم
مپسند پیش کَس خراب شوم
گر ندارم بها، نگهدارم
گوشه ی این سرا نگهدارم
تو بیا از خطا نگهدارم
تا روم کربلا نگهدارم
بلکه روزی به کار تو آیم
با شهادت  کنار تو آیم
جبلُ الرحمة کوه عشق و صفاست
عرفات از حضور تو زیباست
ای دل آرام خیمه ی تو کجاست
وعده ی ما به روضۀ سقّاست
نرسیدم اگر به مهمانی
کن قبولم مرا به قربانی
کاروانی که لاله ها دارد
ای خدا عزم کربلا دارد
کوفه در سر چه نقشه ها دارد
شهر مکر است و ماجرا دارد
گل زینب کجا، سُمِ مرکب
این همه غم کجا، دل زینب


برچسب‌ها: روز مهمانی خدا عرفه, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 21:20  توسط سعيد ميري  | 

یکی روانه به دنبال یوسف زهراست

یکی روانه به دنبال یوسف زهراست

یکی بهشت خدا را به چشم خود دیده

یکی به یاد جهنم ز تابش گرماست

یکی به خیمه ندای الهی العفوش

یکی دو دیده‌‌اش از اشک شوق چون دریاست

یکی به امر خداوند سر تراشیده

یکی دو دست دعایش به سوی حق بالاست

سلام باد بر آن مُحرم خداجویی

که روح بندگی از اشک دیده‌اش پیداست

سلام باد بر آن کاروان صحراگرد

که لحظه‌لحظه به دنبال سیدالشهداست

سلام باد به عباس و اکبر و قاسم

که حج واجبشان در زمین کرب‌و‌بلاست

سلام باد به اخلاص و صدق ابراهیم

که بهر ذبح پسر همچو کوه، پابرجاست

سلام باد به ایثار و عشق اسماعیل

که سر به دست پدر داد و خویش را آراست

وجود او همه تسلیم محض پا تا سر

که دست شست ز جان و سر و خدا را خواست

کشید تیغ ولی آن گلو بریده نشد

فتاده بود به حیرت که عیب کار کجاست

به تیغ گفت ببر! تیغ گفت ابراهیم!

خدات گفته نبر! گر برم خطاست خطاست

خلیل! یا مرنی و الجلیل ینهانی

هوالعزیز، همانا که حکم، حکم خداست

چه امتحان عظیمی چه صدق و اخلاصی

تو از خدا و خداوند از تو نیز رضاست

به جای ذبح پسر سر ز گوسفند ببر!

که این پسر پدر بهترین پیمبر ماست

مباد تیغ کشی بر گلوی اسماعیل

به هوش باش که در صلب این پسر زهراست

درست اگر نگری در وجود این فرزند

جمال نفس رسول خدا علی پیداست

گذار خنجر و دست ذبیح خود بگشا

که ذبح اعظم ما ظهر روز عاشوراست

ذبیح ماست حسینی که پیکر پاکش

هزار پاره ز شمشیر و تیغ و تیر جفاست

بدان خلیل که تنها ذبیح ماست حسین

که پیکرش به زمین، سر به نیزۀ اعداست

ذبیح ماست حسینی که جلوه‌گاه رخش

تنور و نیزه و دیر و درخت و تشت طلاست

ذبیح ماست شهیدی که تا صف محشر

تمام وسعت ملک خداش بزم عزاست

سلام خالق و خلقت به خون پاک حسین

که زخم نیزه و خنجر به پیکرش زیباست

هزار مرتبه شد کشته روز عاشورا

ز بس‌که زخم به زخمش رسید از چپ و راست

گلوی تشنه، سرش را ز تن جدا کردند

که بهر داغ لبش چشم عالمی دریاست

به جز ز اشک غمش دل کجا شود آرام

به غیر تربت پاکش کدام خاک، شفاست؟

به یاد دست علمدارش آه ماست علم

برای آن لب خشکیده چشم ما سقاست

به غیر وجه خدا کل من علیها فان

یقین کنید همانا حسین، وجه خداست

به یاد خون گلوی حسین تا صف حشر

سرشک «میثم» اگر خون شود همیشه رواست

 


برچسب‌ها: یکی روانه به دنبال یوسف زهراست, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 21:10  توسط سعيد ميري  | 

بسيار روضه از غم ارباب خوانده اند

چندي به انتظار تو حسرت كشيده ايم

دور از نگار حوصله اي سر رسيده ايم

هفته به هفته مي گذرد بي حضور تو

از جمعه هاي بي تو كه خيري نديده ايم

پيدا نمي كني ز دل ما فقير تر

از ما عيادتي كه دل از كف رهيده ايم

صدشكر در طلاتم اماج معصيت

در ساحل قنوت تو سكني گزيده ايم

قسمت نشد كه حاجي بيت خدا شويم

شكر خدا به مجلس آقا رسيده ايم

بسيار روضه از غم ارباب خوانده اند

اما هنوز كرببلا را نديده ايم

احسان محسني فر


برچسب‌ها: بسيار روضه از غم ارباب خوانده اند, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:54  توسط سعيد ميري  | 

تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره

تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره

دلم هوایی می شه و بونة آقا می گیره

این روزایی که دم به دم غریبی رو حس می کنم

با گریه یاد غربت عزیز نرگس می کنم

تا که بیای تو از سفر تا که ببینی حالمو

نذر نگاهت می کنم این اشکای زلالمو

میون طوفان غمت شکسته بال و پر من

کاشکی بیای پا بذاری به روی چشم تر من

آه و غم این زمونه چشا رو دریا می کنه

بیا فلسطین و ببین بی رحمی غوغا می کنه

بیا تا هیچکسی نخواد چشم یتیم خیس بمونه

آقا بیا نذار دیگه دور دور ابلیس بمونه

خوب می دونم به جنگ شب میای شبیه آفتاب

همین روزاست که برسی با ذوالفقار بوتراب

کوچه رو صبح جمعه ها هم نفس بوی گلاب

با مژه جارو می زنیم با اشکامون می پاشیم آب

کاشکی بیای و سوغاتی برام بیاری بوی سیب

یا که مهر و تسبیح از تربت ارباب غریب

کاشکی بیای برامون از تشنگی و آب بخونی

بیای رو منبر بشینی روضة ارباب بخونی

مسلمیه دم بگیری با گریه و شور و نوا

بیای و با هم بخونیم « حسین من کوفه میا »

کوفه نیا که اینجاها قحطی آبه به خدا

حرمله چشم انتظار طفل ربابه به خدا

اینجا تموم مردمش تشنة خون لاله اند

با کعب نی منتظر رقیة سه ساله اند

همه با فکر انتقام روز می کنن شباشونو

نعلای تازه می زنن تموم مرکباشونو

رو خاک گرم کربلا سه روز می مونه پیکرت

خورشید نیزه ها می شه اینجا سر مطهرت


برچسب‌ها: تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:49  توسط سعيد ميري  | 

به منا و یا به مشعر به کجا تو را بجویم؟

های هو

ز سرشک دیده خاکِ عرفات را بشویم
به منا و یا به مشعر به کجا تو را بجویم؟
تو اگر به من‌کنی پشت، چه ‌کسی به من‌کند رو؟
من اگر به تو نگویم به که درد خود بگویم؟
اگرم ز در برانی دگر آبرو ندارم
به خدا نمی‌گذاری که بریزد آبرویم
به گناه بی‌شمارم، ز تو سخت شرمسارم
خجلم از این که حتی نمی‌آوری به رویم
من اگر تو را ندیدم تو به من گشای چشمی
چه شود به یک نگاهت بدهند شستشویم؟
تو کنار من نشستی و من از تو دور ماندم
قدمت به روی چشمم قدمی بیا به سویم
من اگر سیاه رویم تو تمام چشم لطفی
به سیاهی‌ام نبینی که سفید گشته مویم
ز هوا پرم درونم چو درون طبل خالی است
تو بیا و اکتفا کن ز کرم به های و هویم
تو به من تبسمی کن تو ز من بپرس حالی
که تمام عرض حالم شده عقده در گلویم
نگهی به «میثمت» کن که بوَد چو جام خالی
چه شود اگر بریزی تو شراب در سبویم


برچسب‌ها: به منا و یا به مشعر به کجا تو را بجویم, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:46  توسط سعيد ميري  | 

ای نگار عرفاتی لک لبیک حسین

ای نگار عرفاتی لک لبیک حسین
چشمه ی آب حیاتی لک لبیک حسین

خط پیشانی تو مظهر وجه الهی
بس که مستغرق ذاتی لک لبیک حسین

ز ازل بندگیم نوکری خانه ی توست
حقا ارباب صفاتی لک لبیک حسین

بین طوفان گنه غرق شدم کاری کن
ای که کشتی نجاتی لک لبیک حسین

کاش سر تا به قدم گریه شوم آب شوم
تو قتیل العبراتی لک لبیک حسین

باز از قافله کرب و بلا جا ماندم
کن عطا برگ براتی لک لبیک حسین


برچسب‌ها: ای نگار عرفاتی لک لبیک حسین, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:41  توسط سعيد ميري  | 

امدم تا عرفه معرفتم کمتر شد

امدم تا عرفه معرفتم کمتر شد

خواستم پاک شوم پست شدم بدتر شد

امدم تا سر کویت به دو عالم ندهم

دادی ام دست خودم کار از این بدتر شد . . .


برچسب‌ها: امدم تا عرفه معرفتم کمتر شد, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:33  توسط سعيد ميري  | 

جبریل خاطب عرفات است روز حجّ

اینک مواقف عرفات است بنگرش

طولش چو عرض جنت و صد عرش اکبرش

جبریل خاطب عرفات است روز حجّ

از صبح تیغ و از جبل الرحمه منبرش . . .


برچسب‌ها: جبریل خاطب عرفات است روز حجّ, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:31  توسط سعيد ميري  | 

امروز روز رحمت وعرفان ونور است

امروز روز رحمت وعرفان ونور است

امروز روز بخشش و فیض حضور است

امروز روز اشک وآه وراز باشد

امروز درهای محبت باز باشد . . .


برچسب‌ها: امروز روز رحمت وعرفان ونور است, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:30  توسط سعيد ميري  | 

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد

خدا به خاطر ارباب این عطایـــم کرد

به دامن جبل الرحمه پا به پای حبیـب

به آستان رفیع دعا رهایـــــــم کرد

چه فرصتی که به همراه کروان حسین

مسافر سفر دشت نینوایــــــــم کرد

زسعی مروه و سعی صفا عــــبورم داد

به طوف حج حقیقی دل آشنایـم کرد

چه منتی که در این روز معرفت،اربـاب

به خوان نعمت العفو خود گدایــم کرد

منی که هیچ نبودم به شی مذکــوری

به حب فاطمه شایسته ثنایم کـــــرد

به افتخار علی ره به بام هــــــم داد

که هم نشین تمام فرشته هایــم کرد

ز گریه حوله احرام دلبرم خیس اسـت

صدای ناله ارباب مبتلایم کـــــــرد

همه به حال دعای حسین می گـریند

نوای یارب زینب پر از نوایــــم کرد

به دیده اشک مناجات کئکان زیباست

زگاهواره خود کودکی ندایم کــــــرد

علی اکبر و طعم فراز های دعـــــــا

به شیوه های دعا خواندن آشنایم کرد

به اشک چشم علمدار کاروان سوگــند

حسین بود که دلداده خدایم کـــــرد

همان حسین که با جلوه کرامت خــود

کرم نمود و صدا سوی خیمه هایم کرد

بدون اذن خودش کربلا نمی آیـــــم

ز درد با که بگویم که کربلایم کـــرد

خوشم از آنکه بگویم به دوستان شهید

حسین عاقبت از عشق خود فنایم کرد


برچسب‌ها: چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:28  توسط سعيد ميري  | 

بی جمال توسیه خورشید است

بی جمال توسیه خورشید است
آرزویت سحر امید است
آه ای خیمه نشین ماه علی
دیدن روی تو فیض ازلی
من به مهر تو گرفتار شدم
بین که از هجر تو بیمار شدم
تا که از ماه رخت دور شدم
شب ظلمانی و بی نور شدم
کن دعا جانب تو گردم
تا که دلداده ی دلبر گردم
آه ای خیمه نشین در صحرا
یوسف گم شده ای از زهرا
همچو یعقوب اسیر آهم
بوی پیراهن یوسف خواهم
در کجا خیمه زدی دلبره من
تا شوی قبله ی چشم تر من
آه ای خیمه نشین فاطمه
وارث خون گل یاس تویی
گریه کن بر غم عباس تویی
خیمه ای که روضه اش خواند کسی
تو سراسیمه به خیمه برسی
حال در مجلس ما هم تو بیا
که شده روضه سقا بر پا


برچسب‌ها: بی جمال توسیه خورشید است, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:26  توسط سعيد ميري  | 

عرفه آمده از یار خبر نیست چرا؟

عرفه آمده از یار خبر نیست چرا؟
چقدر ناله زنم  آه ، کجایی آقا
رمضان که نشد و این عرفه هم نشد و
پس قرارا من و تو کی و کجا ای جانا
منتظرهات همه منتظر ماه حسین
انتظاری که گره خوده به این عاشورا
حاجیان در عرفات اند ولی من اینجا
بین این روضه ام و در حرم کرببلا
عرفه آمده یعنی که مهیا باشید
تا که همراه شوید با غم و اشک زهرا
سینه زن ها چقدر فرصتمان محدود است
پرچم و پیرهن آماده کنید بهر عزا
دوش دیدم که کسی در عرفاتم می گفت
هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله
هرکه مجنون حسین است بگو برخیزد
هرکه دیدار خدا خواست بیاید با ما
یاسر مسافر


برچسب‌ها: عرفه آمده از یار خبر نیست چرا, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:16  توسط سعيد ميري  | 

شرح دعاي عرفه، خون دلِ خونِ خداست

شرح دعاي عرفه، خون دلِ خونِ خداست

فلسفه ي وجودي اش، غم تمام انبياست

بر دل حكومت مي كند هر جمله اش داني چرا؟

چون عرفه ورودِ به، محرم و كربلاست

 حسن فطرس


برچسب‌ها: شرح دعاي عرفه, خون دلِ خونِ خداست, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:10  توسط سعيد ميري  | 

روز ما و عرفه ، تشنگی دل ، ارباب

روز ما  و عرفه ، تشنگی دل ، ارباب

نبود جز محنت در دلم حاصل، ارباب

من و دیوانه گیم یک طرف و تو طرفی

آه ، دیوانه ام و نیستم عاقل ارباب

من گدای تو شوم بر تو جفایی نشود

کرده ام در حرم لطف تو منزل ارباب

تو بیا، کوزه ی خود را ز طلا ساز اینبار

خاک را رد بکن از مرحله ی گِل ارباب

گاه گاهی بچشی مزه ی فلفل بد نیست

گرچه این قلب شده مزه ی فلفل ارباب

 جعفر ابوالفتحی


برچسب‌ها: روز ما و عرفه, تشنگی دل, ارباب, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:7  توسط سعيد ميري  | 

در این عرفه،همرهتان،کرب و بلا

ای حلقه اتصال این ارض و سما

ای جمعه به جمعه کنج سرداب دعا

با مهر شما رزق دل امضا بشود

در این عرفه،همرهتان،کرب و بلا

محمدمهدی عبدالهی


برچسب‌ها: در این عرفه, همرهتان, کرب و بلا, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:4  توسط سعيد ميري  | 

شكسته كشتي دلم، به ناله هاي عرفه

تنگ غروب و ساحلِ شور و نواي عرفه
شكسته كشتي دلم، به ناله هاي عرفه
بر پرِ سجاده‌ي دل، گره نشسته، وا نما
اي گل سجاده نشين، به يك دعاي عرفه

به روي خاك بسته‌ام، تيمم نيايشي
تو را قسم اشارتي، بر اين گداي عرفه
دخيلِ بندِ خيمه‌ي عزيزِ آل كوثرم
شفا بده مريض را، تو اي شفاي عرفه
قسم به جد اطهرت، قسم به اشك مادرت
به هر نفس بخوانمت، به نغمه‌هاي عرفه
رها نمي‌كنم تو را، غريب دشتِ زمزمه
من و غروبِ قسم و تو و خداي عرفه
چه كرده‌اي تو با دلم، در اين نسيمِ واپسين
به روضه‌اي مهار كن! تو عقده هاي عرفه

 حسن فطرس


برچسب‌ها: شكسته كشتي دلم, به ناله هاي عرفه, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 16:2  توسط سعيد ميري  | 

کاش این عرفات آخر هجران باشد

وقت تکبیر و دعا و صلوات است امروز

مهدی صاحب زمان در عرفات است امروز

کاش این عرفات آخر هجران باشد

صبح فردا فرج مهدی زهرا باشد


برچسب‌ها: کاش این عرفات آخر هجران باشد, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 15:58  توسط سعيد ميري  | 

عرفه آمدومحزون وخجالت زده ام

دوست دارم که به درگاه خدا گریه کنم

دست بردارم وباحال دعا گریه کنم

در شب قدر نکردم عمل مقبولی

حال بنشینم وبرجرم وخطا گریه کنم

عرفه آمدومحزون وخجالت زده ام

دوست دارم که به مانند گدا گریه کنم . . .


برچسب‌ها: عرفه آمدومحزون وخجالت زده ام, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 15:49  توسط سعيد ميري  | 

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایـم کرد

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایـم کرد

خدا به خاطر ارباب این عطایـم کرد

به دامن جبل الرحمه پا به پای حبیب

به آستان رفیع دعا رهایـم کرد . . .


برچسب‌ها: چه خوب شد عرفه دلبرم صدایـم کرد, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 15:47  توسط سعيد ميري  | 

آه ای خیمه نشین عرفات

آه ای خیمه نشین عرفات

وارث خون قتیل العبرات

در کجایی که دلم بی تاب است

تشنه ام وصل تو جانم ناب است


برچسب‌ها: آه ای خیمه نشین عرفات, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 15:46  توسط سعيد ميري  | 

عرفه روضه زینب چقَدَر می چسبد

عرفه روضه زینب چقَدَر می چسبد

عرفه دیده ی بارانی و تر می چسبد

عرفه بال بگیرم ز دم روضه ی تو

بزنم تا حرم پاک تو پر می چسبد 

عرفه گریه کنان خاک بریزم بر سر 

گر بماند ز غمت در دل اثر می چسبد

خواندن خطبه و رسوا شدن مجلس شام

نام این کار گذارید هنر، می چسبد

سر ارباب جدا شد جلوی نهر فرات

روضه خوان روضه بخوان روضه ی سر می چسبد

قتلگه بودم و دیدم که کسی می گوید

سر بریدن جلوی چشم پدر می چسبد

نیزه در دست کسی گفت به صد خوشحالی

زدن نیزه به بالای جگر می چسبد

ناگهان گفت رقیه به یکی از اعراب

زدن عمه ی ما بین گذر می چسبد ؟

یک حرامی به خودش گفت که این زینب هم

گر بگیرد ز لگد درد کمر می چسبد

جعفر ابوالفتحی


برچسب‌ها: عرفه روضه زینب چقَدَر می چسبد, شعر امام زمان و عرفه امام حسین, اشعار امام زمان و عرفه امام حسین, شعر شعر عرفه و امام حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 15:43  توسط سعيد ميري  | 

ای امیر عرفه بی تو صفا نیست که نیست

شعر امام زمان

 

ای امیر عرفه بی تو صفا نیست که نیست

بی تو در آن عرفه عشق و وفا نیست که نیست

ای امیر عرفه یوسف زهرا مهدی

حاجتی غیر ظهورت به خدا نیست که نیست

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

یک نخ از جامه احرام تو ما را کافیست

نه که ما را همه خلق جهان را کافیست

پسر حضرت نرگس به جمالت نازم

گوهر مهر تو ما را ،به دو دنیا کافیست

در منی یا به حرم یا عرفات یا مشعر

لحظه ای یاد کنی از من شیدا کافیست

گر تو راضی شوی از من،همه روزم عرفه است

نامه ای گر شود از سوی تو امضا کافیست

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

کعبه زیباست بشرطی که تو در کعبه درآیی

به حرم تکیه نهی رو به عالم بنمایی

خواستم تا که دعایی بکنم بهر ظهورت

چه دعایی بکنم یوسف زهرا تو دعایی

.................................................

عرفه جوشش عشق است و نوای ازلیست

عرفه سوز تمنای حسین  بن علیست

عرفه رابطه عشق حسین است و خدا

پیشگفتار مناجاتگه کرب و بلا

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

حاجیان جمعند دور هم همه

پس کجا رفته حسین فاطمه

حاجیان رفتند یکسر در منی

پس چرا او رفته سوی کربلا

او به جای موی سر،سر می دهد

قاسم و عباس و اکبر می دهد

سعی حج او صفا با خنجر است

مروه اش قبر علی اصغر است

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

عرفه آمد و من باز مصفا نشدم

حاجی معتکف یوسف زهرا نشدم

همه گشتند سفید و دل من هست سیاه

باز هم شکر خدارا که پیش خلق رسوا نشدم

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

در روز عرفه التماس دعا از همه

 


برچسب‌ها: اشعار عرفه شعر عرفه عرفه امام حسین اشعار عرفه شعر
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1391ساعت 17:34  توسط سعيد ميري  | 

مطالب قدیمی‌تر