X
تبلیغات
نگاه منتظر - بانک اشعار امام زمانی

نگاه منتظر

بانک شعر امام زمان(عج)

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ نگاه منتظر خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

شعر ولادت حضرت زهرا(س) روز زن و روز مادر



تکرار توفیق

ز تو من روزی بسیار خواهم

ز تو بر خویش استغفار خواهم

بجز دیدار تو حاجت نباشد

کرم بنما که من دیدار خواهم...



برچسب‌ها: جواد حیدری, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های مذهبی و امام زمانی, من از این فاطمیه تا شب قدر, فقط بر خود تو را من یار خواهم
ادامه مطلب

[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 16:10 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

سنگینی حضور تو خم کرد قامتم

مشغول چشمهای تو یعنی عبادتم

از پشت این سکوت نفسگیر سالهاست

در چشمهات خیمه‌زدن گشته عادتم

تنها به این دلیل دلم را شکسته‌ام

تا با خبر شوی و بیایی عیادتم

از این همه شمارش معکوس لحظه‌ها

خسته‌ شده‌ست عقربه گیج ساعتم

می‌خواهی از حصار نگاهت رها شوم

آخر برای چه؟ نکند بی لیاقتم

ای بغض دست و پنجه نکن نرم با دلم

بگذار قطره قطره شود خیس صورتم

زهرا بیدکی


برچسب‌ها: شعر امام زمانی زهرا بیدکی, بانک اشعار امام زمانی, بانک شعر درباره امام زمان, بانک اشعار مذهبی

[ سه شنبه یکم اسفند 1391 ] [ 0:21 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

داروی دردها

داروی تمام دردها با مهدیست

آری به خدا طبیب دلها مهدیست

نامی که نجات بخش هر مظلوم است

امروز در این جهان ما یا مهدیست

مهدی تعجبی


برچسب‌ها: مهدی تعجبی, بانک اشعار امام زمانی, بانک پیامک های مذهبی و امام زمانی, آری به خدا طبیب دلها مهدیست, داروی تمام دردها با مهدیست

[ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 15:30 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

امام عصر

امروز رئیس ملک خلقت مهدیست

مسئول امور دین و ملّت مهدیست

خالی نشود جهان ز حجت،هرگز

یعنی که امام عصر و حجت مهدیست

مهدی تعجبی


برچسب‌ها: مهدی تعجبی, بانک اشعار امام زمانی, بانک پیامک های مذهبی و مهدوی, مسئول امور دین و ملّت مهدیست, یعنی که امام عصر و حجت مهدیست

[ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 8:10 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

ختم عاقبت

خدایا شاد کن دل های ما را

به عزت ختم کن دنیای ما را

به حق فاطمه نزدیک گردان

ظهور صاحب و مولای ما را

مهدی تعجبی


برچسب‌ها: مهدی تعجبی, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های مهدوی و مذهبی, به حق فاطمه نزدیک گردان, به عزت ختم کن دنیای ما را

[ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 7:10 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

آخرین معصوم

مهدی که امام و آخرین معصوم است

غمخوار و نجات بخش هر مظلوم است

هر شیعه ز انس و جن ز مخلوق جهان

از طول فراق و غیبتش مغموم است

مهدی تعجبی


برچسب‌ها: مهدی تعجبی, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های امام زمانی و مذهبی, از طول فراق و غیبتش مغموم است, مهدی که امام و آخرین معصوم است

[ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 6:10 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

مامور عدالت

مهدی که امام جاودانیست

معروف به طول زندگانیست

تا رجعت اوصیا احمد

مامور عدالت جهانیست

مهدی تعجبی


برچسب‌ها: مهدی تعجبی, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های مهدوی و مذهبی, مهدی که امام جاودانیست, مامور عدالت جهانیست

[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 23:30 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

چشم به راه

ما چشم به راه فرج معبودیم

خشنود ز شوق ایده ای مسعودیم

کردیم چراغان همه جا را یعنی

ما منتظران مهدی موعودیم

مهدی تعجبی


برچسب‌ها: مهدی تعجبی, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های امام زمانی و مذهبی, ما چشم به راه فرج معبودیم, ما منتظران مهدی موعودیم

[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 22:1 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

صبح ظهور

نزدیک بود صبح ظهور مهدی

ظاهر شدن پرتو نور مهدی

بفرست و با توجه صلوات

از بهر سلامت و سرور مهدی

مهدی تعجبی


برچسب‌ها: مهدی تعجبی, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های مهدوی و مذهبی, ظاهر شدن پرتو نور مهدی, نزدیک بود صبح ظهور مهدی

[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 21:59 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

نیاز ظهور

جهان را بر ظهور تو نیاز است

حضورت رهگشا و چاره ساز است

خدا مهر تو را از ما نگیرد

که این واجب گرامی چون نماز است

الا ای آنکه آوای قیامت

برای خلق گیتی دلنواز است

بیا و زنده کن انسانیت را

که بی تو حق کشی گویا مجاز است

ببین هر یک مسلمانان چگونه

ز هستی ساقط است و پاک باز است

همه محروم از حق حیاتند

اگر اهل فلسطین یا حجاز است

نفاق مسلمین باشد مسبب

اگر ارباب سلطه یکّه تاز است

برای دیدن تو تا دم عصر

به حسرت چشم ما هر جمعه باز است

مهدی تعجبی


برچسب‌ها: مهدی تعجبی, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های مذهبی و امام زمانی, به حسرت چشم ما هر جمعه باز است, جهان را بر ظهور تو نیاز است

[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 14:55 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

نزدیک است

انتهای شب تاریک جهان نزدیک است

صبح بی سابقه در عمر زمان نزدیک است

عید مسعود نجات بشر عصر نوین

که فراتر بود از وصف و بیان نزدیک است

سایه ی وحشت و غم از سر انسان برود

روزگاران خوش عدل و امان نزدیک است

می شود صحنه ی گیتی ز صفا رنگ بهشت

نوبهار آید و پایان خزان نزدیک است

وای بر حال تجاوز گر غافل ز عقاب

که به عمّال ستم،روز زیان نزدیک است

چشم دل باز کن و از افق مکه ببین

رایت ناصر دین را که چه سان نزدیک است

گرچه تاریخ ظهورش ز خلایق مخفی است

لیک پیداست زآثار و نشان نزدیک است

مژده بر آمدن مصلح موعود دهد

هاتف غیب که ای منتظران نزدیک است

مهدی تعجبی


برچسب‌ها: مهدی تعجبی, آواره, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های مذهبی و امام زمانی, نوبهار آید و پایان خزان نزدیک است

[ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ] [ 14:52 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

تکرار توفیق

ز تو من روزی بسیار خواهم

ز تو بر خویش استغفار خواهم

بجز دیدار تو حاجت نباشد

کرم بنما که من دیدار خواهم

صفای خلقتم این است هر شب

فقط بر خود تو را من یار خواهم

زمان با شهیدان بودنم کو

من آن توفیق را تکرار خواهم

مرا ثابت قدم کن بر در خود

من این را از تو با اصرار خواهم

برای اینکه باشم مثل زینب

شفای مادر بیمار خواهم

دلم را پر ز ناله دیده  پراشک

به یاد آن در و دیوار خواهم

گدای دستهای بسته هستم

عطا از حیدر کرار خواهم

من از این فاطمیه تا شب قدر

ره دیدار را هموار خواهم

جدایی از گناهانم امید است

مدد کن بنگرم نامم شهید است

جواد حیدری


برچسب‌ها: جواد حیدری, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های مذهبی و امام زمانی, من از این فاطمیه تا شب قدر, فقط بر خود تو را من یار خواهم

[ شنبه چهاردهم بهمن 1391 ] [ 20:11 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

يا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آيد

بنشسته سر راهش ، شايد  ز سفر آيد

تا چند بنالم زار  شب تا سحر از هجرش

كوكب شِمُرم هر شب ، شايد كه سحر آيد

هر دم كه رخش بينم خواهم دگرش ديدن

بازش نگرم شايد يك بار دگر آيد

 از ديده نهان اما اندر دل من جايش

 او را طلبم هر شب شايد كه ز در آيد

با كس نتوانم گفت من راز درون خویش

كز درد غم هجرش دل را چه به سر آيد

مي سوزم و مي سازم از درد فراق اما

تير غم او بر دل افزون ز شمَر آيد
"حيران" به فغان تا کی با محنت و غم همدم

یارب نظری کان شاه از پرده بدر آید

علامه میر جهانی


برچسب‌ها: علامه میر جهانی, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های امام زمانی و مذهبی, یارب نظری کان شاه از پرده بدر, كز درد غم هجرش دل را چه به سر آيد

[ شنبه چهاردهم بهمن 1391 ] [ 15:14 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

در امتداد خزان ، روزها زمستانی

و در غیاب شما ، آفتاب زندانی

جسارت است ولی یک سوال می پرسم

چقدر در پس پرده حضور پنهانی ؟

ببین برای شما جمعه ندبه می خوانند

نوادگان زمین خسته از پریشانی

چه وقت میرسد آقا نگاهتان باشد

برای شب زدگان آیت غزل خوانی ؟

چرا نمی رسی ای منتقم ببین امروز

به نیزه ها شده قرآن به دست شیطانی

دوباره پنجره ها ، زل زدن به غربت شهر

در انتظار شما ای طلوع پایانی

علی سلیمانی

 


برچسب‌ها: علی سلیمانی, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های امام زمانی و مذهبی, در امتداد خزان, روزها زمستانی

[ شنبه چهاردهم بهمن 1391 ] [ 8:30 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

امضای اشک

هرچه دارم با تو يار خويش سودا مي­كنم

بر در ميخانه با نام تو غوغا مي­كنم

بردن نامت مرا بس باشد اي شيرين زبان

من مسيحم مُرده دل را با تو احيا مي­كنم

بي­وفايي مرا ديگر به روي من مَزَن

من رضايت را گل نرگس تمنّا مي­كنم

تا به اذن تو دو چشمم پاك مي­گردد به اشك

در ميان دل جمالت را تماشا مي­كنم

نعمتي بر من بده از سفره­ي شبهاي قدر

خويش را وقف تو اي جانان زهرا مي­كنم

گوشه­ي چشمي نما اي وارث چشم كبود

گو به من حكم تورت با اشك امضا مي­كنم

گر زدست من در آزاري بگو آيد اجل

شرم خود را از تو من اينسان هُويدا مي­كنم

گر دهد اذنم خدا با ذكر يابن فاطمه

در قيامت من تو را اي دوست پيدا مي­كنم

جواد حیدری


برچسب‌ها: جواد حیدری, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های امام زمانی, گر دهد اذنم خدا با ذكر يابن فاطمه, بر در ميخانه با نام تو غوغا مي­كنم

[ جمعه سیزدهم بهمن 1391 ] [ 18:28 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

 

شده صبح جمعه ی من و تو

شده صبح جمعه ی من وتو دل گرفتار روی ماهت شد

اسیر آن خال هاشمی و مستمند نیمه نگاهت شد

 

کدامین صحرا تو خیمه زدی تا آواره سوی آن باشم

گدای دلخسته ات بنگر سائل خاک خیمه گاهت شد

 

بیا ای درمان هر دردم-الهی دور سرت گردم

((یا ابا صالح))

شده صبح جمعه ی من وتو ای نگار دلم با وفا مهدی

دلم خواهد همره تو شوم تا دیار آل عبا مهدی

 

بگیری دست مرا ببری تا قدمگاه مادرت زهرا

مرا در آن کوچه های وفا با غمت سازی آشنا مهدی

سحر خیز تربت مادر-اذان گوی غربت مادر

((یا ابا صالح))

شده صبح جمعه ی من وتو کی شود یارم از سفر آیی

سحر خیز کعبه ی دل من شمع محفل من کی ز در آیی

 

به گرمی دست با کرمت آشنایم کن مبتلایم کن

شفای من خاک پای تو-دوای من یک دعای تو

((یا ابا صالح))

 


برچسب‌ها: بانک اشعار امام زمانی, بانک پیامک های امام زمانی, اسیر آن خال هاشمی و مستمند نیمه نگاهت شد, دلم خواهد همره تو شوم تا دیار آل عبا مهدی, شده صبح جمعه ی من وتو ای نگار دلم با وفا مهدی

[ جمعه سیزدهم بهمن 1391 ] [ 10:8 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

سائل تو

این چه حالی است که این دیده پریشان باشد

همه جا در پی دیدار،هراسان باشد

از کنار دل من دیر سفر کن که دلم

چون غبار قدمت بی تو پریشان باشد

از تصدیق به گدایت  نظر لطف نما

شاهد فقر دلم خشکی چشمان باشد

منکه اینگونه نبودم تو خودت می دانی

بی کس و یار شدم ،درد،فراوان باشد

چه کنم بهر ظهورت نشدم باعث خیر

تا به کی سائل تو در پی عصیان باشد

مپسند این همه عمرم به گنه صرف شود

عمره من بهره توای یوسف قرآن باشد

کو مناجات شب وشور ونشاط سحری

کو دگر دیده که در هجرتو گریان باشد

باز آن حال و هوارا به دلم برگردان

که دلم ساکن وادی شهیدان باشد

ما ز دیدار رخ رهبر خود مست توایم

پیر ما همنفس پیر جماران باشد

جواد حیدری


برچسب‌ها: جواد حیدری, بانک اشعار امام زمانی, پیامک های امام زمانی, عمره من بهره توای یوسف قرآن باشد, چه کنم بهر ظهورت نشدم باعث خیر

[ جمعه سیزدهم بهمن 1391 ] [ 9:54 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

سرم را می زنم از بی کسی گاهی به درگاهی

نه با خود زاد راهی بردم از دنیا، نه همراهی 

اگر زاد رهی دارم همین اندوه و فریاد است

"نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی"

غروبی را تداعی می کنم با شوق دیدارش

تماشا می کنم عطر تنش را هر سحرگاهی 

دلم یک بار بویش را زیارت کرد... این یعنی

نمی خواهد گدایی را براند از درش شاهی

نمی خواهم که برگردد ورق، ابلیس برگردد

دعای دست می گویی، چرا چیزی نمی خواهی 

از این سرگشتگی سمت تو پارو می زنم مولا!

از این گم بودگی سوی تو پیدا می کنم راهی

به  طبع طوطیان هند عادت کرده ام ، هندو

 همه شب  رام رامی گفت و من الله اللهی

هلال  نیمه ی شعبان رسید و داغ دل نو شد

دعای آل یاسین خوانده ام با شعر کوتاهی

اگر عصری ست یا صبحی تو آن عصری تو آن صبحی

اگر مهری ست یا ماهی  تو آن مهری تو آن ماهی

دل مصر و یمن خون شد ز مکر نابرادرها

یقین دارم که تو آن یوسف افتاده در چاهی 

علیرضا قزوه


برچسب‌ها: علیرضا قزوه, بانک اشعار امام زمانی, یقین دارم که تو آن یوسف افتاده در چاهی, تماشا می کنم عطر تنش را هر سحرگاهی, غروبی را تداعی می کنم با شوق دیدارش

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 22:24 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

امروز امیر در میخانه تویى تو

فریاد رس ناله مستانه توى تو

مرغ دل ما را که به کس رام نگردد

آرام توئى، دام توئى، دانه توئى تو

آن مهر درخشان که به هر صبح دهد تاب

از روزن این خانه به کاشانه توئى تو

آن ورد که زاهد به همه شام و سحرگاه

بشمارد با سبحه صد دانه توئى تو

آن باده که شاهد به خرابات مغان نیز

پیمود به جام خم و میخانه توئى تو

آن غل که ز زنجیر سر زلف نهادند

بر پاى دل عاقل و دیوانه توئى تو

ویرانه بود هر دو جهان نزد خردمند

گنجى که نهانست‏به ویرانه توئى تو

در کعبه و بت‏خانه بگشتیم بسى ما

دیدیم که در کعبه و بت‏خانه تویى تو

بسیار بگوئیم و چه بسیار بگفتند

کس نیست‏بغیر از تو در این خانه توئى تو

یک همت مردانه در این کاخ ندیدیم

آنرا که بود همت مردانه توئى تو


برچسب‌ها: بانک اشعار امام زمانی, مرغ دل ما را که به کس رام نگردد, در کعبه و بت‏خانه بگشتیم بسى ما, آرام توئى, دام توئى

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 21:56 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

از پشت نقابمان عیان کن ما را

آیینه ی عبرت جهان کن ما را

اینجا همه ادعای یاری داریم

یک جمعه بیا و امتحان کن ما را



برچسب‌ها: بانک اشعار امام زمانی, از پشت نقابمان عیان کن ما را, اینجا همه ادعای یاری داریم, آیینه ی عبرت جهان کن ما را, یک جمعه بیا و امتحان کن ما را

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 21:6 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

انتظارم پر شد

چشمهایم پر غم...

فکرهایم مغشوش...

و دلم خالی از آن عشق محبت نشود

کاش، این جمعه ببویم گل نرکس را من..

رایت عشق به دستی گیرم...

شبنم خاطره از چشم به دستی دیگر...

خواب آن خال قشنگی که تو را هست به رخسار کنم

پای بر حاصل افکار کنم

گریه در دوریت ای شمع چه بسیار کنم...

انتظارم پر شد...

باده لبریز مرا یاد تو ای مشعل عشق

دوست دارم که تو را یار شوم...
تا بدانجا برسم تا شوم از آن که تو را دارد دوست

منتظر هستم من ...

منتظر هستی تو...

انتظارم پر شد...

ریشه در خاک ندارم که مرا  از سر پرواز رهایم بکند...

دست در دست تو دارم کاش پایم بکند!

اگر این عشق بماند خوب است...

انتظارم پر شد...

رب عجل لولیک

رب عجل لولیک

حشمت اله طاهری خوشنو


برچسب‌ها: حشمت اله طاهری خوشنو, بانک اشعار امام زمانی, کاش, این جمعه ببویم گل نرکس را من, رب عجل لولیک

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 8:44 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

اضطراب های جمعه

زندگی آغاز می شود

روزی

با واژه ی ظهور

وتن تبدار لحظه ها

و تکان پلکهای جهان

خلاصه مردی است

با((خون خدا))بر دست

که عشق انتشار می دهد

و لبخند می پاشد

بر اظطراب های جمعه

تا التهاب زمین

آرام می گیرد

در گوشه دل آن مرد

و تمام واژه های بد

از جهان می گریزد

و بوی صلح و مهربانی با ((خون خدا))بر دست

با ((سیصدوسیزده))درصد

گستره هستی را

فرا می گیرد

زندگی آغاز می شود

روزی

با جمله ای به وسعت او

که((آن مرد آمد))

حسین سلیمان پناه


برچسب‌ها: حسین سلیمان پناه, بانک اشعار امام زمانی, با, سیصدوسیزده, درصد

[ چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 ] [ 23:24 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

 تیره ام این روزها

و نسل خواب های من به تو می رسد

به اتفاقهای سراسیمه ای که ناگریز می شوند

در من حلول کن

در من که شب را

به آشفتگی خام لحظه هایم دوانده ام

و تو را به دلتنگی خاموشم

و

خاطرت مرده ای که

این روزها را

به آمدن تو روشنند

و عطسه های تلخی که

صبرٰ صبر

صبری که ایوب را نه

یعقوب را نه ...

و هیچ گذشته ی روشنی را

منتظر نبوده اند ...

در من حلول کن

و

باقی لحظه های من را حلال

تیره ام

این روزها

این روزها

تیره ام

و ثانیه های آمدن را می شمارمت ...

فاطمه طارمی


برچسب‌ها: فاطمه طارمی, بانک اشعار امام زمانی, تیره ام این روزها, منتظر نبوده اند, و نسل خواب های من به تو می رسد

[ چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 ] [ 19:0 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

 

غریب قریب

هنوز هم،

نگاه پر غبار و خیس پنجره

به سوی آْسمان ابری ظهور

در انتظار ماه چهارده نشسته است

و قلب نازکش

هنوز هم،

به شوق لحظه ی عبور ابرهای تیره می تپد

و بی خبر ار اینکه سال هاست

این مه قریب

میان این زمینیان آشنا،غریب مانده است

او ظهور کرده است و ما

هنوز هم،

 غایبیم

محجوبه مشیری


برچسب‌ها: محبوبه مشیری, بانک اشعار امام زمانی, در انتظار ماه چهارده نشسته است, او ظهور کرده است, به سوی آْسمان ابری ظهور

[ چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 ] [ 17:31 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

تواز تبار بهاری چگونه بی تو بمانم

شمیم عاطفه داری چگونه بی تو بمانم

تو از سلاله نوری تو آفتاب حضوری

به رخش صبح سواری چگونه بی تو بمانم

تویی که باده نابی وگر نه بی تو چه سخت است

تمام عمر خماری چگونه بی تو بمانم

ببار ابر بهاری هنوز شهره شهر است

کرامتی که تو داری چگونه بی تو بمانم

بیا به خانه دلها که در فراق تو دل را

نمانده است قراری چگونه بی تو بمانم

حمید هنر جو


برچسب‌ها: بانک اشعار امام زمانی, تواز تبار بهاری چگونه بی تو بمانم, به رخش صبح سواری چگونه بی تو بمانم, ببار ابر بهاری هنوز شهره شهر است, تو از سلاله نوری تو آفتاب حضوری

[ چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 ] [ 15:14 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

همین است ابتدای سبز اوقاتی که می گویند
و سرشار گل است آن ارتفاعاتی که می گویند

اشارات زلالی از طلوع زاده ی نرگس
پیاپی می وزد از سمت میقاتی که می گویند

زمین در جستجو هرچند بی تابانه می چرخد
ولی پیداست دیگر آن علاماتی که می گویند

جهان این بار، دیگر ایستاده با تمام خویش
کنار خیمه ی سبز ملاقاتی که می گویند

کنار جمعه ی موعود گل های ظهور او
یکایک می دمد طبق روایاتی که می گویند

کنون از ابتدای دشت های شرق می آید
صدای آخرین بند مناجاتی که می گویند

و خاک این خاک شاعر، آسمانی می شود کم کم
در استقبال آن عاشق ترین ذاتی که می گویند

و فردا بی گمان این سمت عالم روی خواهد داد
سرانجام عجیب اتفاقاتی که می گویند

زکریا اخلاقی


برچسب‌ها: زکریا اخلاقی, بانک اشعار امام زمانی, کنار جمعه ی موعود گل های ظهور او, کنار خیمه ی سبز ملاقاتی که می گویند

[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 19:45 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

در دفترم هزار معما نوشته ام
یعنی که باز نام شما را نوشته ام

خورشید پشت کوه! ببین دفتر مرا
امشب هزار مرتبه فردا نوشته ام

هر چند مرده ام، به امید کمی نفس
این نامه را برای مسیحا نوشته ام

اصلا قبول، دیر رسیدم سرکلاس
اما اجازه؟! مشق شبم را نوشته ام

عمریست روی تخته سیاه نگاه من
تصمیم...نه! که غیبت کبری نوشته ام

پشت در کلاس فقط گفته ای و من
از درس انتظار تو املا نوشته ام

جان مرا بگیر و بیا! من در این غزل
خود را برای روز مبادا نوشته ام

از عمق چشمهام تمام مرا بخوان!
من نامه ای بلند ولی نا نوشته ام

زنگ کلاس ... بغض تو... موضوع انتظار
از جمعه های غم زده انشا نوشته ام

آقا ببخش! در ورق خیس زندگیم
خطم بدست و باز شما را نوشته ام

سرتاسر حروف الفبات عشق بود
آقا نگو! بدون الفبا نوشته ام
حسن اسحاقی


برچسب‌ها: حسن اسحاقی, بانک اشعار امام زمانی, آقا نگو, بدون الفبا نوشته ام, از درس انتظار تو املا نوشته ام

[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 19:36 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

کجاست جای تو در جمله ی زمان که هنوز...
که پیش از این؟ که هم اکنون؟ که بعد از آن؟ که هنوز؟

چه قدر دلخورم از این جهان بی موعود؛
از این زمین که پیاپی ... و آسمان که هنوز...

جهان سه نقطه پوچی است، خالی از نامت؛
پر از «همیشه همین طور» از «همان که هنوز»

همه پناه گرفتند در پی «هرگز»
و پشت «هیچ» نشستند از این گمان که «هنوز»

ولی تو «حتما»ی و اتفاق می افتی!
ولی تو «باید»ی ای حس ناگهان که هنوز...

 در آستان جهان ایستاده چون خورشید؛
همان که می دهد از ابرها نشان که هنوز...

شکسته ساعت و تقویم، پاره پاره شد
به جست و جوی کسی، آن سوی زمان، که هنوز...

محمد سعید میرزایی


برچسب‌ها: محمد سعید میرزایی, بانک اشعار امام زمانی, ولی تو «حتما»ی و اتفاق می افتی, چه قدر دلخورم از این جهان بی موعود؛

[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 19:32 ] [ سعيد ميري ]

[ ]

چراغ خانه را روشن کنید، آواز بگذارید
کسی دارد می آید، لای در را باز بگذارید

بیفشانید آبی بر حیاط و یادتان باشد
که در بالای مجلس چهار بالش ناز بگذارید

بجنبید و بیندازید نقلی در دهان غم
به پا خیزید و در دستان شادی‌ ساز بگذارید

الا دل‌های تمرین کرده دور از او پریدن را
از اینجا تا رسیدن‌ْگاه او پرواز بگذارید

بیاید، بیشتر گل می‏ دهد بیشْ‌انتظاران را
اگر دل کنده ‏اید از این صبوری باز بگذارید

نگاهش راهزن بسیار دارد من که می ترسم‏
مگر در رهگذار چشم او سرباز بگذارید!

عباس چشامی


برچسب‌ها: عباس چشامی, بانک اشعار امام زمانی, کسی دارد می آید, لای در را باز بگذارید, مگر در رهگذار چشم او سرباز بگذارید

[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 19:25 ] [ سعيد ميري ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه