تمام خاک از عطر حضور دست تو پر بود
عطر حضور
تمام خاک از عطر حضور دست تو پر بود
و من یک ریز می گفتم تو ای تنهاترین موعود
کجایی ای فراتر از زمان از باد از طوفان
کجایی دلیل من تمام پیکرم فرسود
در پس کوچه ها در زیر طوفانی که می تازد
به دنبال تو می گردند این پاهای خاک آلود
به دنبال تو می آیم به زیر باد و باران ها
زمین پوچ است و خاکستر به دنبال تو باید بود
خودم را با تو دردها بر دوش می گیرم
چه باید کرد با این روح خسته، قلب ناخشنود
تمام خاک را گشتم و گشتن پر ز گفتن شد
ولیکن هیچ کس بر من ـ من عاصی ـ دری نگشود
بگو با من در این ژرفا که پشت جاده طوفان
صدا آری صدای سیب سرخی هست تا موعود
سینا میرزایی
سلام،با تشکر از مهرداد نصرتی عزیز که مرا با دنیای مجازی آشنا و راهنمایی کرد،این وبلاگ صرفا جهت اشاعه فرهنگ مهدوی ایجاد شده و هیچکدام از مطالب حتی یک کلمه مربوط به اینجانب نبوده و حقیر فقط مطالب را جمع آوری نموده ام لطفا اشعار مذهبی خود را همین جا کامنت بگذارید،انشا الله که مورد قبول حضرت حق قرار بگیرد التماس دعا.