▪بِســــمِ ربَّ الـزَّهــــرا(س)▪
__________________
# زمینــــه/ فــاطمیــــه #
__________________
بند1:
دل زینب، از غمت بی تابه
از رو لبهات، میریزه خونآبه
چی شده که، حسنم بی خوابه
نمیدونم، که چه کرده با سینه ات میخ در
چه جوری زد، با لگد اون از خدا بی خبر
واویلا...
[وای، وای، مادر...]
بند2:
توی کوچه، نمیره از یادم
از همون روز، بود که من جون دادم
مادر افتاد، که منم افتادم
خودم دیدم، راه خونه رو گم کرد مادرم
تو گوشم گفت نزنه یه وقت تو رو پسرم
واویلا...
[وای، وای، مادر...]
بند3:
یه وصیت، بشنو جان مادر
دم خیمه، لحظه های آخر
بوسه زن بر، گلو و بر حنجر
روی گودال، ناله زدم بنی قتلوک
جلو چشمم، لب تشنه بنی ذبحوک
واویلا...
[وای، وای، مادر...]
__________________
نذر عمه سادات سَلام اللّه عَلَیها
شعر: علیرضا عابدی
@alireza_abedy
@rozeneshinan
🔵🔵🔵🔵🔵🔵
+ نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 17:23 توسط سعيد ميري
|
سلام،با تشکر از مهرداد نصرتی عزیز که مرا با دنیای مجازی آشنا و راهنمایی کرد،این وبلاگ صرفا جهت اشاعه فرهنگ مهدوی ایجاد شده و هیچکدام از مطالب حتی یک کلمه مربوط به اینجانب نبوده و حقیر فقط مطالب را جمع آوری نموده ام لطفا اشعار مذهبی خود را همین جا کامنت بگذارید،انشا الله که مورد قبول حضرت حق قرار بگیرد التماس دعا.