آراستم با جامه عشق تو دل را
کمینه
عمری است تا آکنده ام از مهر، سینه
پالوده ام این دشت را از تخم کینه
بازار ناپاکی شکستی سخت برداشت
تا پایه شوق تو محکم شد به سینه
آراستم با جامه عشق تو دل را
پیراستم از جامه های وصله پینه
بدگوهری ها را پراکندیم از دل
از گوهر عشق تو پر شد این خزینه
هر اضطرابی را زلوح دل ستردم
چون بی قرار تو شدم، آمد سکینه
جز جان و دل چیزی به پای تو نریزم
شرمنده ام این است در دست کمینه
سیدمحمد حکاک
سلام،با تشکر از مهرداد نصرتی عزیز که مرا با دنیای مجازی آشنا و راهنمایی کرد،این وبلاگ صرفا جهت اشاعه فرهنگ مهدوی ایجاد شده و هیچکدام از مطالب حتی یک کلمه مربوط به اینجانب نبوده و حقیر فقط مطالب را جمع آوری نموده ام لطفا اشعار مذهبی خود را همین جا کامنت بگذارید،انشا الله که مورد قبول حضرت حق قرار بگیرد التماس دعا.