غرور غزل را نگاهت شکست
رسیدن از آن سو چراغی به دست
غرور غزل را نگاهت شکست
به یمن قدمهای پر نور تو
هزاران ستاره به چشمم نشست
من از شب چکیدم، تو از روشنی
امیدی به پیوند من با تو هست
اگر در حریم تو پر میزنم
گرفتم دلی را به روی دو دوست
قسم بر طریق پر آشوب عشق
تمام وجودم به نامت شدهست
امیر رزق آبادی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 21:27 توسط سعيد ميري
|
سلام،با تشکر از مهرداد نصرتی عزیز که مرا با دنیای مجازی آشنا و راهنمایی کرد،این وبلاگ صرفا جهت اشاعه فرهنگ مهدوی ایجاد شده و هیچکدام از مطالب حتی یک کلمه مربوط به اینجانب نبوده و حقیر فقط مطالب را جمع آوری نموده ام لطفا اشعار مذهبی خود را همین جا کامنت بگذارید،انشا الله که مورد قبول حضرت حق قرار بگیرد التماس دعا.