پر مي كشد مرغ دل من در هوايت
پيچيده در پس كوچه هاي دل صدايت
حتي نشد باران حريف رد پايت
گرچه صنوبر پيش پايت ايستاده
هر بيد مجنون قامتش خم شد برايت
بلبل غزل خوان شكرخند لب تو
چشمان آهو اسير چشم هايت
هر كوي وبرزن عطر گيسوي تو دارد
اي وسعت آغوش تو تا بي نهايت
هر صبح آدينه به شوق صبح وصلت
پر مي كشد مرغ دل من در هوايت
حسين علاءالدين
سلام،با تشکر از مهرداد نصرتی عزیز که مرا با دنیای مجازی آشنا و راهنمایی کرد،این وبلاگ صرفا جهت اشاعه فرهنگ مهدوی ایجاد شده و هیچکدام از مطالب حتی یک کلمه مربوط به اینجانب نبوده و حقیر فقط مطالب را جمع آوری نموده ام لطفا اشعار مذهبی خود را همین جا کامنت بگذارید،انشا الله که مورد قبول حضرت حق قرار بگیرد التماس دعا.