پروپوزال، پروپوزال نویسی، آموزش پروپوزال نویسی، ثبت پروپوزال، موضوع پروپوزال، تکمیل پروپوزال،

پروپوزال

پروپوزال چیست

پروپوزال نمونه

پروپوزال نویسی

پروپوزال نویسی غیر حضوری

پروپوزال نویسی آنلاین

پروپوزال نویسی ساده

پروپوزال نویسی ارشد

پروپوزال نویسی دکتری

پروپوزال نویسی حرفه ای

پروپوزال نویسی تخصصی

پروپوزال نویسی آموزشی

پروپوزال نویسی رشته‌های علوم انسانی

پروپوزال نویسی قدم به قدم

آموزش پروپوزال نویسی و مقاله نویسی

آموزش پروپوزال نویسی از صفر تا صد

آموزش پروپوزال نویسی برای دانشجویان کارشناسی ارشد

آموزش نگارش پروپوزال

آموزش نگارش و تهیه پروپوزال

آموزش پروپوزال نویسی آنلاین

آموزش پروپوزال نویسی در ۵ جلسه

آموزش پروپوزال نویسی رشته های علوم انسانی

پروپوزال چیست؟ چگونه پروپوزال بنویسیم؟

آموزش قدم به قدم پروپوزال نویسی.

راهنمای نگارش پروپوزال.

دوره آموزشی پروپوزال نویسی

پروپوزال حرفه ای و خوب

صفر تا صد پروپوزال نویسی در علوم انسانی

تدریس خصوصی آموزش پروپوزال نویسی

نحوه نوشتن پروپوزال

آموزش پروپوزال نویسی به زبان ساده

صفر تا صد آموزش پروپوزال نویسی و انجام پروپوزال

نمونه پروپوزال

کارگاه آموزشی پروپوزال نویسی

پروپوزال نویسی ارشد و دکتری

پروپوزال نویسی به بیان ساده

کارگاه جامع آموزش پروپوزال نویسی و روش تحقیق

نحوه نگارش پروپوزال برای دانشجویان ارشد

آموزش و نحوه نگارش بخشهای مختلف پروپوزال

دوره آموزشی غیر حضوری پروپوزال نویسی

کارگاه آموزشی مهارتهای پروپوزال نویسی

آموزش نحوه نگارش فرضیه در پروپوزال

آموزش نحوه نگارش اهداف تحقیق در پروپوزال

آموزش گام به گام و کاربردی پروپوزال نویسی

چگونه برای پایان نامه خود پروپوزال بنویسیم

دوره حرفه ای و کاربردی پروپوزال نویسی

شیوه پروپوزال نویسی

پروپوزال چیست؟ همه چیز درباره پروپوزال نویسی.

کارگاه آموزش انجام پروپوزال و پروپوزال نویسی

آموزش پروپوزال نویسی و تبیین قسمت‌های مختلف پروپوزال

نحوه نوشتن پروپوزال و راهنمای قدم به قدم برای نوشتن پروپوزال حرفه ای

کارگاه آموزشی روش پروپوزال نویسی برای دانشجویان ارشد و دکتری

دوره تخصصی آموزش پروپوزال نویسی و استخراج مقاله و کتاب از پایان نامه

کارگاه تخصصی آموزش اصول پروپوزال نویسی

کارگاه تخصصی آموزش مهارت های پروپوزال نویسی و مقاله نویسی.
انجام تمامی امور دانشجویی از جمله

نوشتن پروپوزال

نوشتن پایان نامه

پاور

مقاله

ترجمه

ادیت و فرمت (پایان نامه و مقاله ، تبدیل پایان نامه به کتاب، پروپوزال.......)

صحافی

همانند جویی

پژوهشیار

ایرنداک

کلیه امور چاپی ، پرینت سیاه سفید و رنگی

پر کردن فرم ها

ثبت نام به صورت آنلاین

پذیرفته می شود
________

برای انجام کلیه امور بالا اینجا کلیک نمایید

نوشتن پروپوزال و آموزش پروپوزال نویسی برای کلیه دانشجویان  رشته های علوم انسانی

پروپوزال

پروپوزال چیست

پروپوزال نمونه

پروپوزال نویسی

پروپوزال نویسی غیر حضوری

پروپوزال نویسی آنلاین

پروپوزال نویسی ساده

پروپوزال نویسی ارشد

پروپوزال نویسی دکتری

پروپوزال نویسی حرفه ای

پروپوزال نویسی تخصصی

پروپوزال نویسی آموزشی

پروپوزال نویسی رشته‌های علوم انسانی

پروپوزال نویسی قدم به قدم

آموزش پروپوزال نویسی و مقاله نویسی

آموزش پروپوزال نویسی از صفر تا صد

آموزش پروپوزال نویسی برای دانشجویان کارشناسی ارشد

آموزش نگارش پروپوزال

آموزش نگارش و تهیه پروپوزال

آموزش پروپوزال نویسی آنلاین

آموزش پروپوزال نویسی در ۵ جلسه

آموزش پروپوزال نویسی رشته های علوم انسانی

پروپوزال چیست؟ چگونه پروپوزال بنویسیم؟

آموزش قدم به قدم پروپوزال نویسی.

راهنمای نگارش پروپوزال.

دوره آموزشی پروپوزال نویسی

پروپوزال حرفه ای و خوب

صفر تا صد پروپوزال نویسی در علوم انسانی

تدریس خصوصی آموزش پروپوزال نویسی

نحوه نوشتن پروپوزال

آموزش پروپوزال نویسی به زبان ساده

صفر تا صد آموزش پروپوزال نویسی و انجام پروپوزال

نمونه پروپوزال

کارگاه آموزشی پروپوزال نویسی

پروپوزال نویسی ارشد و دکتری

پروپوزال نویسی به بیان ساده

کارگاه جامع آموزش پروپوزال نویسی و روش تحقیق

نحوه نگارش پروپوزال برای دانشجویان ارشد

آموزش و نحوه نگارش بخشهای مختلف پروپوزال

دوره آموزشی غیر حضوری پروپوزال نویسی

کارگاه آموزشی مهارتهای پروپوزال نویسی

آموزش نحوه نگارش فرضیه در پروپوزال

آموزش نحوه نگارش اهداف تحقیق در پروپوزال

آموزش گام به گام و کاربردی پروپوزال نویسی

چگونه برای پایان نامه خود پروپوزال بنویسیم

دوره حرفه ای و کاربردی پروپوزال نویسی

شیوه پروپوزال نویسی

پروپوزال چیست؟ همه چیز درباره پروپوزال نویسی.

کارگاه آموزش انجام پروپوزال و پروپوزال نویسی

آموزش پروپوزال نویسی و تبیین قسمت‌های مختلف پروپوزال

نحوه نوشتن پروپوزال و راهنمای قدم به قدم برای نوشتن پروپوزال حرفه ای

کارگاه آموزشی روش پروپوزال نویسی برای دانشجویان ارشد و دکتری

دوره تخصصی آموزش پروپوزال نویسی و استخراج مقاله و کتاب از پایان نامه

کارگاه تخصصی آموزش اصول پروپوزال نویسی

کارگاه تخصصی آموزش مهارت های پروپوزال نویسی و مقاله نویسی.
انجام تمامی امور دانشجویی از جمله

نوشتن پروپوزال

نوشتن پایان نامه

پاور

مقاله

ترجمه

ادیت و فرمت (پایان نامه و مقاله ، تبدیل پایان نامه به کتاب، پروپوزال.......)

صحافی

همانند جویی

پژوهشیار

ایرنداک

کلیه امور چاپی ، پرینت سیاه سفید و رنگی

پر کردن فرم ها

ثبت نام به صورت آنلاین

پذیرفته می شود
________

برای انجام کلیه امور بالا اینجا کلیک نمایید

من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم

#کیستم_من

كيستم من ؟ شمع جمع آل خير المرسلينم
كيستم من ؟ قبله دل كعبه اهل يقينم
كيستم من ؟ يوسف زهرا امام هشتمينم
كيستم من ؟ كوثر و طاها و نور و يا و سينم
كيستم من ؟ ملجا خلق سماوات و زمينم
من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم
كيستم من ؟ بضعه پيغمبر اكرم رضايم
كيستم من ؟ نجل زهرا و علي مرتضايم
كيستم من چارده معصوم را شمس الضحايم
كيستم من ؟ حجت حق ضامن خلق خدايم
كيستم من ؟ نور چشم رحمت للعالمينم
من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم
من در آغوش خراسان كعبه بيت الحرامم
من پناه مرد و زن من دستگير خاص و عامم
من ركوعم من سجودم من قعودم من قيامم
من چراغ و چشم نُه معصوم و باب سه امامم
من امام كل خلق اولين و آخرينم
من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم
خضر باشد تشنه كام جام سقاخانه من
مرغ روح قدسيان مشتاق دام و دانه من
آسمان و آفتاب و ماه او پروانه من
كوثر علم و كمال و فضل ، از پيمانه من
عارفان را جام نور از چشمه علم اليقينم
من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم
علم و فقه و حكمت و عرفان زبان از من گرفته
ملك هستي تا ابد مهد امان از من گرفته
آنچه در دامن گرفته آسمان از من گرفته
آفرينش ز امر حق خط امان از من گرفته
چرخ گردون را امانم ملك هستي را امينم
من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم
من مه ذيقعده را از مهر رويم نور دادم
من به خيل دوستان خويش ، شوق و شور دادم
من سلام زايرينم را جواب از دور دادم
من به گلزار جنان با زائر خود همنشينم
من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم
گه به دوش نجمه چون ماه درخشان مي درخشم
گه به دست موسي جعفر چو قرآن مي درخشم
گه به قلب اهل ايمان همچو ايمان مي درخشم
گاه بر جان وجود از قلب ايران مي درخشم
گه فقيران گاه محرومان عالم را معينم
من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم
اي گنهكاران ، من از رحمت شما را مي پذيرم
از عطاي خويشتن اهل خطا را مي پذيرم
هر كه هستي باش ، من شاه و گدا را مي پذيرم
دوست و دشمن ، غريب و آشنا را مي پذيرم
در نمي بندم به روي هيچكس ، آري من اينم
من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم
اهل ايران ، من به شهر طوس مهمان شمايم
در دل اين خاك خورشيد خراسان شمايم
هم نگهبان شما هم كعبه جان شمايم
مهر تابان شما و مهر ايمان شمايم
هان! طواف آريد اينك دور قبر نازنينم
من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم
من صفا و شوق و شور اهل ايران را چو ديدم
از كنار تربت جدم محمد پا كشيدم
آمدم صحرا به صحرا تا در اين وادي رسيدم
همچو جان در سينه خاك خراسان آرميدم
گشته ايران حلقه انگشتر و من چون نگينم
من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم
زائرين قبر من من در دو دنيا با شمايم
عهد كردم تا سه نوبت ديدن هر يك بيايم
دستگير عالمي از رحمت بي منتهايم
«ميثم» آلوده را هم از كرم ياري نمايم
دم به دم در نظم او مضمون نو مي آفرينم
من رئوف آل پيغمبر رضا سلطان دينم


#استادغلامرضاسازگار

من که با گرد و غبارت هم برابر نیستم

#امام_رضا_علیه_السلام

من که با گرد و غبارت هم برابر نیستم
از همه کمتر منم از هیچ کس سر نیستم

زائرانت جای خود ... حتی به کفترهای تو ...
غبطه خواهم خورد ، حالا که کبوتر نیستم

من اگر یک لحظه هم جز خانه ات جایی روم
مادرم شیرش حرامم باد ... نوکر نیستم

من برای استلام کعبه ات در نوبتم
یک نگاهی به تَهِ صف کن ، من آخر نیستم

قایق بی بادبانم روی موج زائران
هیچ جایی بهتر از اینجا شناور نیستم

از ضریح تو گلاب ناب می جوشد فقط
تا که عطرآگین شوم دنبال قَمصَر نیستم

میهمانت هستم آقا جان ..."بفرمایی" بگو
تا ببینی "داخلم" ... دیگر دَمِ در نیستم

تا که دیدم یک فلج بر روی پایش ایستاد
غبطه خوردم که چرا من مبتلاتر نیستم

هر کسی که دید وضعم را به حالم گریه کرد
فکر می کردم که دیگر گریه آور نیستم

پنجره فولادی ام کن که شفا لازم شدم
من مریضم گرچه اصلا بین بستر نیستم

#رضاقاسمی

مدح امام رضا

#حضرت_رضا_صلوات_الله_علیه
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#غزل

به سویت آمدم آقا به اشک دیده می‌خوانم
رضاجانم رضاجانم رضاجانم رضاجانم

تویی آنکه تمام عمر ندیدی جز بدی از من
منم آنکه ز لطف و رأفتت مبهوت و حیرانم

مران از در مرا، جانِ جواد خود بده راهم
قبول اینکه بدم امّا قبولم کن که مهمانم

(اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم
که من یک شاعر درباری‌ام مداح سلطانم)*

میان این حرم هر گوشه آید بوی ششگوشه
میان این حرم ابری‌ست حال و روز چشمانم

کبوترها چو می‌آیند آب از حوض می‌نوشند
میان صحنت آقاجان به یاد شاه عطشانم

دلت را تا به دست آرم به پای روضه‌ی جدّت
همیشه تا که می‌خوانند از گودال، گریانم

شنیدم از پریشانیِ زینب روضه می‌خواندی
به یاد این پریشانی‌تان آقا پریشانم

شنیدم عمه جانت را به کعب نیزه آزردند
چگونه شد جدا از پیکر بی سر نمی‌دانم

#محمود_اسدی_شائق

زیارت مخصوص امام رضا علیه السلام

#زمزمه
#واحد
#زمینه

❤️ایام زیارت مخصوصه امام رضا جان

وقتی که رنگ‌ غم می گیره روزگارم
وقتی که از تموم دنیا گله دارم
سرم رو میزارم رو شونه ی ضریحت
تموم دلتنگی هامو برات می بارم


بهترین خاطره های زندگیم توی صحن تو رقم خورده آقا
مادرم یادم داده از کوچیکی، توی سختیا بگم امام رضا

دردامو میگم با پنجره فولاد
من عالمی دارم با صحن گوهرشاد

........

کبوتر جلد هوای گنبدم من
مسافر همیشگیه مشهدم من
امام رضایی ام به لطف مادر تو
خدا رو شکر به عشق تو زبون زدم‌ من


من همون بنده سر تا پا گنام
که هر از گاهی به پابوست میام
هر کی میرسه یه حاجتی داره
ولی من فقط خود تو رو میخوام


پر بستم اما، بازم هواییم کن
اربعین امسال، کرببلاییم کن


شعر : #احسان_تبریزیان

مدح امام رضا

#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#زیارت_مخصوصه


نَفْسِ ما هرچه جوانی می‌کند
یار با ما مهربانی می‌کند

قدردانش نیستم امّا کریم
از گدایش قدردانی می‌کند

میهمانم در حریمی که از آن...
شخص سلطان میزبانی می‌کند

چلچراغِ صحن ‌شاهنشاه طوس
عرش را رنگین‌کمانی می کند

هِی به قربان جوادش می‌رود...
زائری شیرین‌زبانی می‌کند

فصل، فصل گردگیری از دل است
ذکر او خانه‌تکانی می‌کند

هم مسیحا کفش‌دارش می‌شود
هم سلیمان پاسبانی می‌کند

هر کبوتر گندمش با زائری‌ست...
سائلان را نیز بانی می‌کند

میدوم با سر به دنبال رضا
پیرم و قلبم جوانی می‌کند

هرزمان گُم می‌شوم در روزگار
گنبدش را دل نشانی می‌کند

هرکه اشکش بر زمینِ صحن ریخت
گریه او را آسمانی می‌کند

مشهد ما هر زمانی دیر شد
مرتضی پادرمیانی می‌کند

رزق نوکر، گردن نخلِ علی است
آن علی که باغبانی می‌کند

دستبوس دست سلطانیم..، شکر
اوست بر ما حکمرانی می‌کند

من شبیب‌اَش نیستم امّا رضا
تا می‌آیم روضه‌خوانی می‌کند
**
کُشتن جدِّ من آسان نیست، آه!
ذبح را این‌ شمرِ جانی می‌کند

بر تن این آبرودار غریب
لشکری مرکب‌دوانی می‌کند

با صدای گریه‌ی زینب، کسی
خنده‌های آنچنانی می‌کند

#سیدپوریا_هاشمی و #بردیا_محمدی

مدح امام رضا

#زیارت_مخصوصه

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمی‌دانم

نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو
نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم

نگاهم روبه‌روی تو بلاتکلیف می‌ماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم

به دریا می‌زنم، دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم

سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم

تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من
تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم

اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:
که من یک شاعر درباری‌ام مداح سلطانم


#سید_حمید_رضا_برقعی

مدح امام رضا

#زیارت_مخصوصه

ما را کبوترانه وفادار کرده است
آزاد کرده است و گرفتار کرده است

بامت بلند باد که دلتنگیت مرا
از هر چه هست غیر تو بیزار کرده است

خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را
در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است

تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است

چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است


فاضل نظری

مدح امام رضا

#مناجات
#امام_رضا علیه‌السلام
#قصیده

🔹رضای او🔹

دمی با آه خلوت کن، بگیر ای دل جلا اینجا
بیا سبقت بگیر از خلق، با رنگ خدا اینجا

به نفس خویش غالب باش تا صاحب‌نفس باشی
خدایی می‌شوی با نفس خالی از هوا اینجا

گواهم آیت «لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ الله» است
به استقبالِ استغفار می‌آید، رجا اینجا

من آداب زیارت را مفاتیح‌الجنان دیدم
شنیدم «فَادْخُلُوها خالِدِین» را بارها اینجا

ریاض الجنة است این‌جا نیازی بر ریاضت نیست
رضایت‌نامه‌ای کافی‌ست با مهر رضا اینجا

به اشکی باز گردان آبروی رفته را برگرد
بجو از چشمۀ خیر کثیر آب بقا اینجا..

گناهانی‌ست مخفی از همه «بینی و بین الله»
که مشروط است عفو آن به امضای رضا اینجا

رضای او «رَضِیَ اللهُ عَنهُم وَ رَضوا عَنهُ» است
اگر مشتاق رِضوانٌ مِنَ اللهی بیا اینجا

خدا با دستخط او خطای خلق می‌بخشد
به دست راست آید نامهٔ اعمال ما اینجا..

صدای زنگ ساعت می‌برد زنگ دل ما را
که در دل می‌دمد هر ثانیه حمد و ثنا اینجا

مقرب باش با یارب لبالب باش از لبیک
«أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاع» است لبیک دعا اینجا

کنار خود امامی مهربان‌تر از پدر داریم
که حاصل می‌برند از فضل او خلق خدا اینجا

به امر «رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلا» تلاوت کن
بخوان وصف مقام انبیا و اولیا اینجا

قرائت کن «لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْض»
بیا با آیت‌الکرسی به عرش کبریا اینجا

تضرع کن در این مضجع بخوان «مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَع»
بگیر اذن شفاعت از عزیز مرتضی اینجا

عیان بین دو کوه طوس، طور زادۀ موساست
به چشم دل تماشا کن تجلای خدا اینجا


تجلی می‌کند دائم صفات کبریا اینجا
همه اسمای او حُسناست «فَادْعُوهُ بِها» اینجا

«مَن اَرجوهُ لِکُلِّ خَیر» را در این حرم دیدم
که با «أینَ لِیَ الخَیر» آشنایم سال‌ها اینجا

سحرهای دعا را با دعاهای سحر دریاب
بیا لب بر دعا وا کن که می‌یابی بها اینجا

شب و روز دلم با روضه و روزه هماهنگ است
که دارد آه من آهنگ تسبیح خدا اینجا

خوشا سی روزۀ ختم کتاب از باء بسم الله
خوشا حمدی که باشد افتتاحش با ثنا اینجا

به هر ختمی نثار روح خود رحمت فرستادیم
به ذکر فاتحه وا شد گره از کار ما اینجا

حریمش باب حاجات و کلید آن مناجات است
دعا کن هرچه می‌خواهی که می‌بخشد خدا اینجا

ملائک هر شبش را با سلامی قدر می‌دانند
همه تا مطلع الفجر فرج گرم دعا اینجا

یکی تسبیح‌خوانِ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى»ست
یکی با آیه‌های سجده دارد اعتلا اینجا

یکی با سجدۀ «والنَّجم» در نجوای معراج است
یکی گرم مناجات است با «شمس» و «ضحی» اینجا

تمنا کن حقایق را، بدان قدر دقایق را
به قرآن «لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‌» اینجا

طواف زائر او آیتی از «سعی مشکور» است
که مشهود است «أَنَّ سَعْیهُ سَوْفَ یرَى» اینجا

خوش آن سائل که ذکر دائمش «اَوفِ لَنَا الکَیل» است
خوش آن زائر که بیند «ثُمَّ یجْزَاهُ الْجَزَا» اینجا

به هر خیری که نازل می‌شود آری فقیرم من
عجب سرمایه‌ای دارم به امید خدا اینجا


دو دست خالی آوردم پر از عطر دعا اینجا
عجب جمع نقیضینی‌ست این فقر و غنا اینجا

به «إِنَّ اللهَ تَوَّابٌ رَحِیم» امّیدوارم من
که دیدم در زیارت «رحمةالموصوله» را اینجا

«الهی لا تُؤَدِبنِی»، «الهی لا تُعَذِّبنِی»
مرا تأدیب کن با رأفت و لطف و عطا اینجا

«الهی لا تعاقبنی» اجابت شد، یقین دارم
اگر لطفت نبود امشب نمی‌خواندی مرا اینجا

من آن عبد گریزانم پناهم داده سلطانم
وگرنه بوده جای مجرمی چون من کجا اینجا؟!

از این درگاه هرگز دست خالی برنمی گردم
که نگذاری بماند بنده محروم از عطا اینجا


وفا آیینه‌ای دارد که می‌گیرد صفا اینجا
عطا گنجینه‌ای دارد که می‌یابد بها اینجا

هجوم سائلان دور ضریح او مجابم کرد
همه دیدند ازاو خیر و کسی نشنیده لا اینجا

عنایاتش عیان باشد، چه حاجت بر بیان باشد
کراماتش نمی‌گنجد به ظرف لفظ ما اینجا

حرم هرگاه مهمانم، امین الله می‌خوانم
نمی‌بینم کسی غیر از علیّ مرتضی اینجا

به «اللهم فَاجعَل نَفسی» آری مطمئن هستم
که صادر می‌شود امر قَدَر، حکم قضا اینجا

«وَ اِلْحِقْنی بِنُورِ عِزِّکَ الْاَبْهَج» دلیل ماست
به بهجت می‌رسد قلب محبان رضا اینجا

زیارت، جامه‌ای خواهد که از تقواست تشریفش
شهادت، نامه‌ای خواهد به تصدیق وفا اینجا

«فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ» فدای آن‌که در این ره
سر تسلیم دارد پای پیمان رضا اینجا

گروهی منتظر عمری دعای عهد می‌خوانند
گروهی ندبه‌ها دارند هر صبح و مسا اینجا..

بخوان با آدم و نوح از مقام آل ابراهیم
ببین در آل عمران، آیتی از مصطفی اینجا

حسین این آیه را وقت وداع اکبرش خوانده‌ست
بخوان تا کربلایی‌تر شود دل‌های ما اینجا

به رسم دعبل ای دل دم بزن از آه اهل‌البیت
مصیبت‌خوان شده «قبرٌ بطوس یالها» اینجا

#سیدمحمدرضا_یعقوبی_آل

شهادت امام رضا

#امام_رضا_علیه_السلام
#شهادت
#مثنوی

از تب زهرِ نفسگیر، تنت می لرزد
همچنان مار گزیده، بدنت می لرزد

چه کنم ناله ز دل، وقت تردد نکشی؟!
چه کنم تا که عبا را به سر خود نکشی؟!

رنگ در چهره نداری و رخت زرد شده
مهربان، دست رئوفت چقدر سرد شده

شمس نورانی افلاک، زمین افتادی
باز هم پا شدی از خاک، زمین افتادی

بر زمین پیکر خود را مکش اینقدر بس است
تا به حجره، پر خود را مکش اینقدر بس است

به در حجره رسیدی، به غمت چیره شدی
یاد مادر، به در حجره ی خود خیره شدی

میخ در، ناله ی جانسوز چرا سر داده؟!
جای در، شعله به جان جگرت افتاده

عمر پر برکت و پر مرحمتت شد طی، وای
رو به قبله شده ای، قبله ی عالم، ای وای

خاطرت باز سوی کرب و بلا جمع شده
فرش های کف این حجره چرا جمع شده؟!

نه رد سرمه به چشم است، نه رد اخم است
کار گریه به حسین است، دو پلکت زخم است

خواهرت نیست کنارت، به عیادت برسد
اندکی صبر کن آقا که جوادت برسد

غم مخور تا که جوادت به دلت تاب دهد
تشنه ای؟ زود به دستت قدحی آب دهد

بین این حجره کسی سنگ به سویت نزند
پنجه ی شمر لعین شانه به مویت نزند

حرمله نیست، سنان نیست، خیالت راحت
خواهرت دل نگران نیست، خیالت راحت

دم آخر احدی دست به خنجر نَبَرد
بین این حجره کسی پیرهنت را ندرد

داغدار غم جدت شده ای؟ نیست عجیب
بازهم روضه بخوان، ناله بزن یابن شبیب...

#محمد_جواد_شیرازی

مدح امام رضا

#امام_رضا_علیه_السلام
#زیارت_مخصوصه
#مربع_ترکیب

اگر بنده هستی خدا را بخواه
اگر درد داری، دوا را بخواه
فقط ضامنِ‌ کربلا را بخواه
علی بن موسی الرضا را بخواه

در اینجا بجز بادهء قُم نخور
ز باب الجوادِ حرم جُم نخور

کسی که در اینجا ادب داشته
دم و گریهء نیمه شب داشته
گدا در حرم، اذن رب داشته
"یرون مقامی" به لب داشته

غم و درد خود را نهان کن نهان
فقط "یسمعون کلامی" بخوان

همینجا بهشت است! حسرت نکش
مهیاست نعمت، تو زحمت نکش
از این دست خالی خجالت نکش
ز شخصی بجز شاه، منّت نکش

ببند عهد و در قول خود جا نزن
جز این در، در خانه ای را نزن

اگر قطره ای، شور دریا بگیر
بسوز و چنان شعله ای پا بگیر
برای محرم بیا جا بگیر
برو گوشه ای از عبا را بگیر

رضا که عبا را به سر می کشید
دلش تا به شش گوشه پر می کشید

به هم ریخت با زهر، بین گذر
زمین خورد! اما نه پیش پسر
نچید از سرِ نیزه خون جگر
نشد حاصلش کمتر و بیشتر

حسین از حرم تا به میدان رسید
فقط ناله از داغ اکبر کشید

کمی از علی زیر پا ریخته
هزاران علی در عبا ریخته
نبی صد طرف در منا ریخته
سر عمه خاک عزا ریخته

قسم خورد زینب که گریان شود...
کمی تار مویش پریشان شود...

#رضا_دین_پرور

مدح امام رضا

#امام_رضا_علیه_السلام_مناجات


ای ضامن غریبان یاثامن الائمه
پناه بی پناهان یاثامن الائمه

چشم امید سویت گرد وغبار کویت
دوای دردمندان یاثامن الائمه

گیرم که خوب یا بد هر کس که بر تو رو زد
نمیشود پشیمان یاثامن الائمه

من قطره ام تو دریا من بنده ام تو مولا
من مور و تو سلیمان یاثامن الائمه

ماو هدایت تو باشد ولایت تو
شرط قبول ایمان یاثامن الائمه

ای مشهد الرضایت ایوان باصفایت
خوشتر ز باغ رضوان یاثامن الائمه

ای قبله گاه ایمان قبر تو در خراسان
شد کعبه فقیران یاثامن الائمه

من زارک کمن زارالله فوق عرشه
کوی تو عرش رحمان یاثامن الائمه

یکبار اگر مزارت هر کس کند زیارت
سه جاست بر تو مهمان یاثامن الائمه

با زائرت رفیقی با سائل همنشینی
سلطان ندیدم اینسان یاثامن الائمه

خیلی گناه کردم نامه سیاه کردم
جرم مرا بپوشان یاثامن الائمه

خورده گره به کارم جز تو کسی ندارم
امید ناامیدان یاثامن الائمه

دیدی که روسیاهم دادی دوباره راهم
کردی کرم فراوان یاثامن الائمه

الحق اباالجوادی لب وا نکرده دادی
حاجات مستمندان یاثامن الائمه

از بسکه مهربانی همیشه ازدحام است
دور تو از گدایان یاثامن الائمه

عالم به خود ندیده شاهی کند ضمانت
بر آهوی بیابان یاثامن الائمه

من روی رافت تو خیلی حساب کردم
ای پادشاه خوبان یاثامن الائمه

آقا به جان زهرا این سائل درت را
نومید برنگردان یاثامن الائمه

فقیر بی نوایم محتاج کربلایم
از مرحمت کن احسان یاثامن الائمه

به گریه جوادت در موقع وداعت
لطفی به این پریشان یاثامن الائمه

دردا که زهر مامون زد بر دلت شراره
رسید بر لبت جان یاثامن الائمه

بر خاک حجره خود لب تشنه سر نهادی
می گفتی ای حسین جان یاثامن الائمه

به جای خواهر تو کردند نوحه خوانی
بر تو زنان نوغان یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اماجنازه ات را
کردند لاله باران یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما پس از شهادت
نشد تن تو عریان یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما نشد تن تو
پامال سم اسبان یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما سرت نیفتاد
به دست نیزه داران یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما تنت کفن شد
با آیه های قرآن یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما ندید خواهر
جسم تو در بیابان یاثامن الائمه

تویی غریب اما غریب تر حسین است
آن سید شهیدان یاثامن الائمه

#عبدالحسین

مدح امام رضا

#امام_رضا_علیه_السلام_مناجات

شبی از داغ دل برآشفتم
با مژه دُرّ اشک می‌سفتم
اشک از دیده سُفتم و گفتم:
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

......

هشتمین حجّت خدایی تو
به همه دردها دوایی تو
همه را قبله‌ی دعایی تو
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

....

از همه رسته با تو پیوستم
با تو پیوسته از همه رستم
ز عنایت رها مکن دستم
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

.....

من که حال تباه آوردم
یک جهان اشک و آه آوردم
به حریمت پناه آوردم
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی

....

همه شب سر بر آستان توام
«محرمم»، ریزه‌خوار خوان توام
به امید خط امان توام
یا انیس النّفوس! ادرکنی
خفته در خاک توس! ادرکنی


#محرم_خراسانی

مدح امام رضا

#امام_رضا_علیه_السلام_شهادت

ای باده ی طهور، از این باده سر نکش
آتش به حالِ درهم ماه صفر نکش

عالم بدون روی تو تاریک و تیره است
خورشید مشرقین، عبا روی سر نکش

پنجاه بار، در وسط این گذر نیفت
پنجاه بار، بر دل عالم شرر نکش

اینقدر پیش چشم همه، یاد مادرت
در پشت درب خانه ی خود دردسر نکش

بال و پر هزار مَلک فرش راه توست
شمسُ الشموس، روی زمین بال و پر نکش

دیگر شبیه مارگزیده به خود مپیچ
دامن به خاک حجره بیا و دگر نکش

خواهر که نیست محضر تو، لااقل غریب
وقت وداع، دردِ فراق پسر نکش

با قطره قطره بارش چشم بهاری ات
تصویر روضه ی پسر و یک پدر نکش

هرکار هم کنی پسرت پا نمی شود
بس کن حسین، این همه آه از جگر نکش

بس کن حسین، زینبت از هوش می رود
پنجه به خاک در برِ او اینقدر نکش

#محمد_جواد_شیرازی

مدح امام رضا

#امام_رضا_علیه_السلام_مناجات


همان‌قَدَرکه‌ ز اهل زمانه مایوسم
امیدوار به الطاف خسرو طوسم

هنوزهم‌که‌هنوزاست‌مثل‌کودکی‌ام
تمام سال پُر از اشتیاق پابوسم

حواس‌اوهمه‌جا‌به‌من‌است‌؛پس‌غم‌نیست
اگر کسی نگذارد محل به افسوسم

مرا صدازده‌ آقا دراین‌شب‌به‌خصوص
دلم‌خوش‌است‌که‌از؛زائرانِ‌مَخصوصم

من‌وزیارت‌ِاو؛خواب یاکه بیدارم؟
غلام‌این‌همه‌ بخشندگیِ مَلمُوسم

همین‌که‌درحرمش‌شد‌صدای‌من‌آزاد
چشید طعمِ اجابت؛دعایِ محبوسم

سگ‌ِسیاهم‌وخُدّام‌؛جای سنگ زدن
نموده اند نوازش به بال طاووسم

اگرنفس‌نکشم در هوای آبی صحن
همان‌صنوبر بیچاره‌ام‌که‌می‌پوسم

مرا ز طعن زَراندوزها کُجا باکی‌ست؟
که‌کاسه‌لیسی‌‌این‌سُفره‌است‌قاموسم

به لطف او که اَمینُ‌اَلله ست دور شده
گزند از سر دنیا و دین و ناموسم

#محمد_قاسمی

مدح امام رضا

#امام_رضا_علیه_السلام_مناجات
#رباعی

بیمارم ومن از تو شفا میخواهم
من نوکری کوی تورا میخواهم

یا حضرت ثامن الحجج ادرکنی
یک تذکره کرببلا می خواهم

#محمد_خرمفر

مدح امام رضا

#امام_رضا_علیه_السلام_مناجات


رأفت در آستان تو تفسیر می شود
دل با خیال حسن تو تسخیر می شود

صدها هزار نامه ی آلوده از گناه
با یک نگاه عفو تو تطهیر می شود

پیش از اجل به خانه ی چشمم قدم گذار
تعجیل کن فدات شوم دیر می شود

حتیّ سکوت در حرم تو عبادت است
اینجا نفس به یاد تو تکبیر می شود

اینجا اگر کبوتر دل آید از بهشت
اطراف گندم تو زمین گیر می شود

در میهمانسرای تو مهمان چو پا نهد
از میوه های باغ جنان سیر می شود

دیوانه می شود دل عاقل در این حرم
دیوانه ای که عاشق زنجیر می شود

صیّاد را به نیم نگه صید می کنی
آهو به یک ضمانت تو شیر می شود

بیداری اش به عرش خدا با ملایک است
خوابی که در حریم تو تعبیر می شود

«میثم» بگو به کوری دشمن، ثنای دوست
کاین جا قلم به دست تو شمشیر می شود

#غلامرضا_سازگار

مدح امام رضا

#امام_رضا_علیه_السلام‌
#ضامن‌_آهو‌

به کمند زلف سیاه او‌ دل وجان اسیر می شود
به زیارت حرمش مَلک زِ بهشت سیر می شود

به خدا رسیده‌ هر آنکه در ره او‌ حقیر می شود
به اشاره اش رُخ شیرِ در پس پرده شیر می شود

به بهشت وکوثر و زمزم و به سماء وارض وقلم قسم
چه در این جهان چه درآن‌جهان پَر کاهی از کرمش بس است

چوفقیر من که نشسته ام سر خوان و جود و عطای او
تَر اگر کند لب خود، دهم سر و‌ جان ودیده برای او

زِ ازل نبوده وجود من مگر از وجود دعای او
زده پر دلم به هوای او به امید صحن‌وسرای او

زِ ازل طلیعه ی حُسن او به ابد هبوط می کند
به خدا که خضر پیش او زِ ادب سکوت می کند

منم آن‌که از سر نوکری سر خود به خاک سودم
به زبان اَلکن خود عطا و کرامت تو ستودم

چه بهشتی ام چه‌جهنّمی به خدا مُحبِّ تو‌ بودم
چو کبوتری پَر خویش را زِ محبت تو گشودم

زِهمان دَمی که خدای من گِل من سِرشت یا رضا!
به‌ میان لوح‌ دلم نوشت حرمت بهشت یا رضا

غم‌ و مِحنتت شده ثروتم‌ که تویی همای سعادتم‌
نه قُعود من نه قیام من که تویی تمام‌ عبادتم

چه شود که لحظه ی مرگ‌ من تو‌قدم نهی به عَیادتم‌
چه خوش است آنکه سلام‌ تو‌ بشود سلام شهادتم

منِ پر شکسته ی خسته را چو اسیر کنج قفس مگیر
دُر مهر و گوهر عشق را زِمن فقیر پس نگیر

به فدای آن‌که به طوف تو‌ ز رهی دراز آمده
به فدای زائر خسته ای که به صد نیاز آمده

زِبَرت نرفته کسی که مگر دوباره باز آمده
به شکوه و شوکت پرچمی که به اهتزاز آمده

نظری که خسته ومضطرم نظری که سائل این درم
تو ردم‌ کنی زحریم‌ خود نشود به حقِّ تو باورم

تو‌ که‌ کاسه های دل مرا پُرِ اشتیاق میکنی
نشنیده ام ندیده ام سخن از فراق میکنی

به نگاه مرحمتت قسم که به هر رواق می کنی
چه زمان نصیب غلام‌خود سفر عِراق می کنی

عمر من اگر چه همه خطاست دل خوشی من نظر شماست
زفراق خسته ام رضا دل من هوایی کربلاست

#حاج_محمد_بذری

مدح امام رضا

#امام_رضا
جاده هر قدر که طولانی‌ و ممتد باشد
راه کوتاه شود، عشق که مقصد باشد

شوق‌ دیدار تسلای فراق است ولی
لذت وصل به دیدار مجدد باشد

دوست‌ دارم همه‌ی‌ عمر مسافر باشم
گر مسیر سفر از قم سوی مشهد باشد

ای‌ خوش‌ آن‌ لحظه‌ی پایانی دلتنگی ها
پلک را باز کنی چشم به گنبد باشد

می‌شود اذن‌ دخولش دو سه‌ تا قطره‌ی‌ اشک
زائری که دم در حال دلش بد باشد

دستِ خالی نشده رد کسی از باب جواد
چه‌ مسلمان‌، چه‌ مسیحی‌ و چه مرتد باشد

هر کسی‌ حاجت‌ خود گفته دگر لازم نیست
در برآورده شدن هیچ مردد باشد

پی‌ حاجت‌ نه، که دنبال‌ خودش می آید
هر که‌ بر معجزه‌ی عشق مقید باشد

#علی‌_اصغر_شاهسنایی

مدح امام رضا

گریه ام در حرم از روی پریشانی نیست
که پریشانی از آداب مسلمانی نیست

در طوافند چنان موج کبوترهایت
که در این سلسله انگار پریشانی نیست

عربی آمده پابوس تو و می دانم
همه ی حسرتش این است که ایرانی نیست

دست خالی ست کسی که به حرم می آید
دم در هیچ نیازی به نگهبانی نیست!

در معطل شدن و دست رساندن به ضریح
لذتی هست که در سجده طولانی نیست

شمس تبریز، مراد دل مولاناهاست
در دل ما که به جز شمس خراسانی نیست

روی هر پله ی صحن تو نشستم گفتم
چیست این سنگ اگر تخت سلیمانی نیست

گریه کردم که بدانند همه، از من و تو
هیچ یک اهل نظربازی پنهانی نیست


حاجتی دارم و ناگفته بماند بهتر
چون که روی طلب آن چه تو می دانی نیست

#محمد_حسین_ملکیان

مدح امام رضا

#امام_رضا_علیه_السلام
#ولادت
#ترکیب_بند

چون کویر تشنه‌ای محتاج بارانیم ما
همتی ای‌دل که دل‌تنگ خراسانیم ما

نیمِ‌دل مشتاق مشهد، نیمِ‌دل مشتاق قم
بین این خواهر-برادر مثل سمنانیم ما

پادشاهی دوعالم را به دست آورده‌ایم
تا گدای کوچکی از خیل سلطانیم ما

خلوتی داریم در کنج حرم با یاد او
وقتی از چشم تمام خلق پنهانیم ما

هر زمان در جمع حرف از آرزوها می‌شود
جز زیارت حاجتی دیگر نمی‌دانیم ما

از میان خیل القاب و عناوین در جهان
آن‌چه سلطان می‌پسندد بی‌گمان آنیم ما

تا که فهمیدیم می‌آید به استقبال‌مان
از همان آغاز هم مشتاق پایانیم ما


گنبد افلاکیان نور است و ما پروانه‌ایم
‌ساکنان آستان قدسی این خانه‌ایم


بس که پرکرده فضای صحن را فريادها
نيست پيدا در حريمت های‌وهوی بادها

کور بينا شد، فلج پا شد، گدا روزی گرفت
پشت هم رخ می‌دهد اينجا از اين رخدادها

جمله‌ای تکرار شد، هرصحن را پر کرده است؛
"کار من با گوشه‌ی چشم تو راه افتاد"ها

می‌شود حس‌کرد از فيروزه‌کاری‌های صحن
حسرت ديوارها را در دل شمشادها

از شفای درد پشت پنجره فهميده‌ام
نرم شد از اشک زائرها دل فولادها

ضامن آهوشدی، صياد آهو را رهاند
شک نمی‌کردند در خوش‌قولی‌أت صيّادها

پايتخت کشور دل‌های عالم مشهد است
مانده حسرت در دل تهران‌وعشق‌آبادها


از فراق کربلا دیگر چه‌غم داریم ما
چون‌که در هرگوشه‌ی ایران حرم داریم ما


با همان شوقی که از آغاز روشن مانده است
در دل ما حسرت پرواز روشن مانده است

" آمدم ای شاه" شد شیرین‌ترین آوای ما
تا قیامت شور این آواز روشن مانده است

ناامید از جا گرفتن در دل او نیستیم
کورسوی کوچک ابراز روشن مانده است

فاصله بسیار نزدیک است در دل‌ها به‌هم
این معانی نزد اهل راز روشن مانده است

کارهای غیر ممکن نیز ممکن می‌شوند
پس در اینجا معنی اعجاز روشن مانده است

سایه‌ی موسی‌بن‌جعفر بر سر ایران ماست
نوری از این خانه در شیراز روشن مانده است

بازهم امشب شب این‌شهر بی‌خورشید نیست
چل‌چراغ گنبد او باز روشن مانده است


در طواف است و مسیرش را نخواهد کرد گم
دل کبوتروار بین مشهد و شیراز و قم


در کنار خوب‌ها گمراه می‌آيد حرم
با تمام زائرانش راه می‌آید حرم

هیچ‌فرقی نیست بین زائرانش، چون‌که هم
بنده می‌آید حرم، هم شاه می‌آید حرم

لحظه‌ای خالی نمی‌ماند اگر دقت کنیم
روزها خورشيد و شب‌ها ماه می‌آيد حرم

رتبه‌ها برعکس دنیا می‌دهد اینجا جواب
کوه از شوق تو مثل کاه می‌آید حرم

گرچه در ظاهر بدی قصد زيارت کرده است
در حقيقت عارف بالله می‌آيد حرم

هرکه می‌خواهد ببیند قطعه‌ای از عرش را
راه خود را می‌کند کوتاه؛ می‌آيد حرم

خوش‌به‌حال هرکسی که ساکن شهر قم است
گاه می‌آيد حرم، بی‌گاه می‌آيد حرم....


ملجأ هر آشنا، غم‌خوار هر بیگانه‌اند
سیزده معصوم در این‌خانه صاحب‌خانه‌اند


هیچ‌کس از این‌حرم با دست‌خالی برنگشت
از جوار لطف او هرگز محالی برنگشت

این حرم آرامش محض است و از آغوش او
هرکسی برگشت، با آشفته‌حالی برنگشت

اولین باری که اینجا آمدم، عاشق شدم
از کنار او دلم در خردسالی برنگشت

پیش‌ از این‌ها قم کویر شوره‌زار خشک بود
بعد او اما به خاکش خشکسالی برنگشت

این حرم خاصیتش علامه‌پروربودن است
طالب علم از حریمش بی‌تعالی برنگشت

این چه رازی شد که جز با نیت او مرعشی
از کنار مرقد مولی‌الموالی برنگشت

گرچه ما همسایه‌ی خوبی برایش نیستیم
روی او یک‌لحظه هم از این اهالی برنگشت


ناگهان دل را به سمت‌وسوی دیگر می‌کشم
با نسیمی از حرم تا جمکران پر می‌کشم


وقت وصف تو زبانم در دهان می‌ایستد
در بیان آن معانی از بیان می‌ایستد

صاحب‌العصری و می‌چرخد زمان با اذن تو
هر زمان یاد تو می‌افتم، زمان می‌ایستد

هم‌نشین درد‌دل‌های زیادش می‌شوی
زائرت هر گوشه‌ای از جمکران می‌ایستد

بی خبر از وسعت لطف‌وبزرگی‌های توست
هرکسی چشم‌انتظار دیگران می‌ایستد

از خدا امر ظهورت را تقاضا می‌کند
هر زمان دستی به‌سمت آسمان می‌ایستد

روح با شوق تو برمی‌خیزد از جسم جهان
جسم اگر روزی تو را حس کرد، جان می‌ایستد

آن‌زمان‌که می‌رسد بانگ "اناالمهدی" به‌گوش
کعبه برمی‌خیزد از جا و اذان می‌ایستد.


عمر داغ دوری از تو رو به پایان می‌شود
عاقبت یک‌روز این آتش گلستان می‌شود

#مجتبی_خرسندی

مدح امام رضا

#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات؛ #محاوره

هر چه‌قدر که درد بی دوا داریم
دلای اسیر و مبتلا داریم
یادمون نمیره تویِ سختیا
آقایی مثلِ امام رضا داریم

پیش هر غریبه زانو نزدیم
ما به هر بی‌آبرو رو نزدیم
هر جایی گره به کارمون نشست
رو به‌جز ضامن آهو نزدیم

به‌جز این خونه که امید همه‌ست
دلِ ما به هر کسی رو زد، نشد
قربونش برم که از صحن و سراش
کسی با دستای خالی رد نشد

قربون کبوترای حَرَمش
قربون این‌همه لطف و کَرَمش
الهی تا زنده‌ایم از سرمون
کم‌نشه سایه‌ی لطفِ عَلَمش
*
چی میشه برای ما دعا کنی
مارو جزءِ عاشقات صدا کنی
چی می‌شه مثلِ ضریح با صفات
دلِ سنگ ما رو هم طلا کنی

توی تاریکی نمی‌لرزه تنم
با تو سر شدن روزای روشنم
دم آخر آقا چشم به راهتم
قول دادی سه جا بیای به دیدنم

#محمود_یوسفی

مدح امام رضا

#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

چه فرقی می‌کند زائر، مسافر یا مجاور بود
دلم در محضر تو هرشب‌ و هر روز حاضر بود

اگر قصد سفر داری چه جایی بهتر از مشهد؟
اگر مقصد حرم باشد که باید هم مهاجر بود

از آن وقتی‌ که یادم هست وقت بردن نامت
به‌پیش چشم‌هایم گنبد و گلدسته ظاهر بود

دهانم از کرامات تو وامانده‌ست‌، پیش از آن
زبانم در بیان مهربانیِ تو قاصر بود

همیشه وقت برگشت از حرم تا خانه‌ام گفتم
که بد بودم ولی بر روی من عنوانِ زائر بود
*
چگونه می‌شود از دورها نزدیک تو آمد؟
تورا فهمید و بعد از سال‌ها باتو معاصر بود

#محمدحسن_بیات‌_لو

مدح امام رضا

#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

ببار ای روح باران بر بیابانی که من دارم
بتاب ای ماه، در شام غریبانی که من دارم

در این قحطی عشق و سردی لبخندها گاهی
بگیر ای مهربان دستانِ لرزانی که من دارم

به سویت آمدم با غصه‌هایی تازه، می‌دانم_
که آگاهی تو از اندوهِ پنهانی که من دارم

به جز تو ای امید مردم درمانده‌ی عالم
که درمان می‌کند درد فراوانی که من دارم

برایت بازگو کردم دلم را چون یقین دارم
تو تسکین می‌دهی قلب پریشانی که من دارم

چراغ گریه را برداشتم در صحن آزادی
که شاید بگذرد یوسف به زندانی که من دارم

جواب التماسم را بده، ای ضامن آهو
ببین در اشک‌ها قلب هراسانی که من دارم

دلم مثل کبوتر می‌پرد در صحن‌ها، آری
به کاخ آسمان می‌ارزد ایوانی که من دارم

جهان هرگز نمی‌بیند شکستِ شیعیانش را
همیشه رأیتش بالاست سلطانی که من دارم

امین الله می‌خوانم به چشم خیس و می‌گویم
امانت پیش تو ای شاه، ایمانی که من دارم

#حسن_شیرزاد

مدح امام رضا

#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

جایی که می‌گیرند دست ناتوان را
پیر زمین افتاده دارد آسمان را
تطهیر شد هرکس که وا شد پایش اینجا
دیدند مردم حکمت آب روان را
سگ‌های اطراف حرم را می‌پذیرند
تحویل می‌گیرند وقتی آهوان را
یکبار می‌آیم، سه دفعه او می‌آید
یعنی که تضمین می‌دهد سود کلان را

من از رفاقت با کریمان سود بردم
هر موقعی رفتم خراسان، سود بردم

صدشکر برگ دعوتم داده همیشه
پیش همه حیثیت‌اَم داده همیشه
حج فقیران آمدم دارا شدم من
محتاج بودم ثروتم داده همیشه
مستانه گشتم صحن‌ها را فیض بردم
جنت به جنت نعمتم داده همیشه
طعم غذای حضرتی مانده به کامم
آقا دراین صف نوبتم داده همیشه

من پای این سفره غذا را دوست دارم
تَه مانده‌ی لطف رضا را دوست دارم

سلمانیِ شهرش سلیمان شد در آخر
از یُمن او قبرش گلستان شد در آخر
خیلی فلج آمد به اینجا راه افتاد
خیلی مریض آمد که درمان شد در آخر
یکبار آمد در حرم، یک‌بار رو زد
بی خانمانِ طوس سلطان شد در آخر
وقتی که در پای ضریحش گریه کردیم
جان دادن ما نیز آسان شد در آخر

گفته می‌آید در کنار ما سه دفعه
چه عزتی داده به ما آقا سه دفعه

داریم کل خیرها را در کنارت
دیدیم ما عرش خدا را در کنارت
باید که دور تو قیامت باشد این‌قدر
وقتی نشاندی هر گدا را در کنارت
خیر از دو دنیایش ببیند حق زینب
هرکس که آورده‌ست ما را در کنارت
حس می‌کنم پیش رضا، پیش حسینم
حس می‌کنم کرببلا را در کنارت

گفتم حسین و تا به اینجا آمدم من
از کربلایی‌های راه مشهدم من
**
ای روضه‌خوان با دیده‌ی تَر روضه خواندی
هرخطبه ای گفتی در آخر روضه خواندی
ابن الشبیب آمد به پابوست، برایش
از غربت اربابِ بی سر روضه خواندی
گفتی از آن سرنیزه‌هایی که رسیدند
گفتی ازآن صدپاره‌پیکر روضه خواندی
از خیمه‌هایی که پُر از نامحرمان شد
با ماجرای قحطِ معجر روضه خواندی

گفتی نمازش را نشسته خواند عمه
در گوشه‌ی گودال تنها ماند عمه

#سیدپوریا_هاشمی

مدح امام رضا

#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

نام مارا نوشته‌اند "غلام"، نام فامیلِمانْ "امام رضا"
به دل ماست روحْ "امام حسین"، به تن ماست جانْ "امام‌ رضا"

مادرم جای شعر لالایی، همه شب از کرامتت می‌گفت
پدرم زیر گوش من خوانده، لابه لای اذانْ امام رضا

کودکی‌های من کنار تو بود، بین این صحن‌ها بزرگ شدم
سال‌ها با کبوتران حرم، خورده‌ام آب و نانْ امام رضا

کودکی‌ام چقدر زود گذشت، دل من تنگ شد برای خودم
من حسابی عوض شدم اما، تو همانی همانْ امام رضا

حرم تو همیشه غوغا بود، آخرین خانه‌ی امید همه
هفتمین قبله‌گاه زائرها، هشتمین آسمانْ امام رضا

بین آغوشِ صحن‌ها بودند، زائرانی که گریه می‌کردند
دختری لال، ناله زد بینِ، اشک و لکنت زبانْ امام رضا

مادرش بین صحن‌ها افتاد، پدرش گریه کرد و داد کشید
یا امام رئوف ممنونم، حضرت مهربانْ امام رضا

پیرمردی که اهل باران بود، چشمه‌ای داشت بین چشمانش
با نوای کریمخانی خواند، خادم روضه‌خوانْ امام رضا

من که روی سیاه آوردم، کوله‌بار گناه آوردم
به تو آقا پناه آوردم، بده برگِ امانْ امام رضا

#احمد_ایرانی_نسب

مدح امام رضا

#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

با خود چمدانی از گناه آوردم
همراه خودم روی سیاه آوردم
اینجا نمی‌آمدم کجا می‌رفتم؟
از دست خودم به تو پناه آوردم

#محمدحسن_بیات‌_لو

مدح امام رضا

#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

نام مارا نوشته‌اند "غلام"، نام فامیلِمانْ "امام رضا"
به دل ماست روحْ "امام حسین"، به تن ماست جانْ "امام‌ رضا"

مادرم جای شعر لالایی، همه شب از کرامتت می‌گفت
پدرم زیر گوش من خوانده، لابه لای اذانْ امام رضا

کودکی‌های من کنار تو بود، بین این صحن‌ها بزرگ شدم
سال‌ها با کبوتران حرم، خورده‌ام آب و نانْ امام رضا

کودکی‌ام چقدر زود گذشت، دل من تنگ شد برای خودم
من حسابی عوض شدم اما، تو همانی همانْ امام رضا

حرم تو همیشه غوغا بود، آخرین خانه‌ی امید همه
هفتمین قبله‌گاه زائرها، هشتمین آسمانْ امام رضا

بین آغوشِ صحن‌ها بودند، زائرانی که گریه می‌کردند
دختری لال، ناله زد بینِ، اشک و لکنت زبانْ امام رضا

مادرش بین صحن‌ها افتاد، پدرش گریه کرد و داد کشید
یا امام رئوف ممنونم، حضرت مهربانْ امام رضا

پیرمردی که اهل باران بود، چشمه‌ای داشت بین چشمانش
با نوای کریمخانی خواند، خادم روضه‌خوانْ امام رضا

من که روی سیاه آوردم، کوله‌بار گناه آوردم
به تو آقا پناه آوردم، بده برگِ امانْ امام رضا

#احمد_ایرانی_نسب

مدح امام رضا

#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

تا بر حریم امن حرم پا گذاشتم
انگار سر به دامن دریا گذاشتم

موج عطوفت تو رسید و مرا گرفت
اندوه را به عشق تو، تنها گذاشتم

بغضی که شوق داشت کنار تو بشکند
آنجا به حال خوب خودش واگذاشتم

پایینِ نامه‌ای که سپردم به خادمان
یک جا برای "باشد" و "امضا" گذاشتم...

یک کُنج دِنج، زیر قدم‌های زائران
دل را گره زدم به تو و جا گذاشتم....

#نفیسه_سادات_موسوی