باور مکن که دل به زمین دادم،وقتی تویی بهانه پروازم

من را نمی شناخت کسی اینجا، گم نامم و به نام تو می نازم

شادم که مثل عده معدودی،شعری برای نام نمی سازم

شعرم برای توست شعاری نیست،کشتی برای موج سواری نیست

باور مکن که دل به زمین دادم،وقتی تویی بهانه پروازم 

 

 

ادامه نوشته

حقّ من را که سال ها این‌جا، منتظر بوده‌ ام رعایت کن

 گفته بودند تو نمی ‌آیی،شک نکردم خودت قضاوت کن

حقّ من را که سال ها این‌جا، منتظر بوده‌ ام رعایت کن

گفته بودند بین یارانت، جای یک دختر دهاتی نیست

باشد آقا فقط همین یک بار، چند لحظه قبول زحمت کن

دل من شور می ‌زند گاهی، که مبادا دل شما تنگ ست

درد دل هم نمی ‌کنی با من، لطف کن لااقل نصیحت کن

من همیشه به یادتان هستم، پای شالی، کنار گندم زار

اگر از این طرف گذر کردی. با درختان باغ صحبت کن

پدرم گفته بود: بعد از من، تو نگهبان باغ ها هستی

باید این سیب ها به او برسند، منتظر باش و خوب دقّت کن

در بهاری که می ‌رسد از راه، آخرین مرد می‌رسد ناگاه

دخترم منتظر بمان اینجا، جای من با امام بیعت کن

نغمه مستشار نظامی

تعجیل کن به خاطر صدها هزارچشم

ای پاسخ گرامی امن یجیب ها

تعجیل کن به خاطر ما ناشکیب ها

چشم جهان به چشمه ی دستان سبز توست

جاری شو از ورای فراز و نشیب ها

تکلیف انتقام شهیدان به دوش کیست؟

خون مسیح مانده به  روی صلیب ها !

برخیز وبزم شب زدگان را به هم بزن

ای آشنا به  ندبه و اشک غریب ها

تعجیل کن به خاطر صدها هزارچشم

ای پاسخ گرامی امن یجیب ها !

نغمه مستشار نظامی

ای کاش ابری،کفتری،موجی بیاید

درسال های ممتد مصلوب بودن

عیسی نداردچاره جز ایوب بودن

ما هم که از نسل سپیداران نبردیم

میراث چندانی به غیر از چوب بودن

ای کاش ابری،کفتری،موجی بیاید

ای کاش مردی از تبار خوب بودن

مردی که از نسل غزل های نجیب است

درعین طوفان سینه گی محجوب بودن...

دردست ما این قلبهای منتظر،زرد

این چشمهای قرنها مرطوب بودن    "

نغمه مستشارنظامی

اين انتظار را به بهاري تمام كن

 

بهاريه­اي تقديم به موعود

از بس كه درد مي­كشي و دم نمي­زني

حتي خدا به صبر تو تبريك گفته است

مهتاب اگر هنوز درخشنده مانده است

نام تورا در اين شب تاريك گفته است

نام تورا پرنده به گوش بهار خواند

صدها درخت پير جوان شد جوانه زد

چتر اقاقيا به سر كوچه ها نشست

گيسوي باغ را نفس باد شانه زد

گيسوي شهر عطر تورا پخش مي­كند

بي­شك عبور كرده اي از اين كنار ها

دلدادگان رفته كفن پاره مي­كنند

صوت سلام مي­شنوم از مزارها

اين انتظار پشت زمين را شكسته است

آقا تو شانه هاي زمان را تكان بده

تنها بدست تو كمرش راست مي­شود

لطفي كن و دوباره خودت را نشان بده

اين انتظار را به بهاري تمام كن

يا ذره اي به ما بده از آن صبوريت

بي تو نفس كشيدن و مردن بدون تو

تقديرمان مباد كه سخت است دوريت!

نغمه مستشار نظامي

لطف كن لااقل نصيحت كن!

با درختان باغ صحبت كن!

گفته بودند تو نمي­آيي، شك كردم خودت قضاوت كن

حق من­را كه سالها اينجا، منتظر بوده­ام رعايت كن

گفته بودند بين يارانت، جاي يك دختر دهاتي نيست!

باشد آقا فقط همين يكبار، چند لحظه قبول زحمت كن

دل من شور مي­زند آخر، كه مبادا دل شما تنگ است

درد دل هم نمي­كني با من، لطف كن لااقل نصيحت كن!

من هميشه به يادتان هستم، پاي شالي، كنار گندم زار

اگر اين طرف گذر كردي، با درختان باغ صحبت كن!

پدرم گفته بود بعد از من، تو نگهبان باغ­ها هستي

بايد اين سيب­ها به او برسند، منتظر باش و خوب دقت كن!

در بهاري كه مي­رسد از راه، آخرين مرد مي­رسد ناگاه

دخترم منتظر بمان اينجا، جاي من با امام بيعت كن!

نغمه مستشار نظامي

قبول كن كه زمانش رسيده برگردي

گمان كنم كه زمانش...

گمان كنم كه زمانش رسيده برگردي

به ساحت شب قدر، اي سپيده برگردي

هزار بيتِ فرج نذر مي­كنم شايد

به دفتر غزلم اي قصيده برگردي

زمان آن نرسيده كرامتي بكني

قدم به خانه گذاري به ديده برگردي؟

مزار حضرت مهتاب را نشان بدهي

به شهر سبزترين آفريده بر گردي

گمان كنم كه زمانش... گمان كنم حالا

كه پلك شاعري من پريده برگردي

نگاه كن! به خدا بي­تو زندگي تنهاست

قبول كن كه زمانش رسيده برگردي

نغمه مستشار نظامي

براي رد شدنت بهترين مسير شوم

مرا ببخش عزيز

هزار سال اگر در زمين اسير شوم

زمان آمدنت يك درخت پير شوم

هزار ريشه­ام اين خاك را ورق بزند

براي رد شدنت بهترين مسير شوم

هزا شاخه­ام از آسمان بگيرد برگ

كه سايبان سرسبز آن امير شوم

اگر كه ميوه ندارم مرا ببخش عزيز

كه جز به ديدنت اين دل نخواست سير شوم!

ستاره­هاي نگاهت در آسمان گُل كرد

كه تك درخت شب سرد اين كوير شوم

هزار سال دگر... صد هزار سال دگر

اگر تو زود بيايي، اگر كه دير شوم...

سلام سبز مرا از جوانه ها بپذير

به پيشوازت اگر يك درخت پير شوم

نغمه مستشار نظامي

گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی

 

گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی

و از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی


گاهی اگر در چاه مانند پدر آه

اندوه مادر را حکایت کرده باشی


گاهی اگر زیر درختان مدینه

بعد از زیارت استراحت کرده باشی


گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا

آیینه ای را غرق حیرت کرده باشی


در سال های سال دوری و صبوری

چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی


حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند

گاهی نمازی را امامت کرده باشی


یا در لباس نا شناسی در شب قدر

از خود حدیثی را روایت کرده باشی


یا در میان کوچه های سرد و تاریک

نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی


پس بوده ای و هستی و می آیی از راه

تا حق دل هارا رعایت کرده باشی


پس مردمک های نگاه ما عقیم اند

تو حاضری بی آنکه غیبت کرده باشی

نغمه مستشار نظامی