قتلگاه زاده ی پیغمبر است
ورود کاروان به کربلا
باز از راه محرم غم رسید
بر زمین و آسمان ماتم رسید
این هلال قد کمان دیگر است
"لیتنا کنا معک" اندر سر است
خرقه ها را بار دیگر تن کنید
آتشی در قلب این خرمن کنید
طبل و شیپور عزا را سر دهید
هفت اقلیم عطش را در دهید
ورد صوفی حا و سین و یا و نون
فاعلات فاعلات فاعلون
"حای" آن حامیم ذات کبریا
"سین" آن سرها ز پیکرها جدا
"یای" آن یکتا پرست و یذکرون
"نون" آن باشد قسم بر یسترون
سینه از درد فراغت خسته است
دل به روی غیر تو او بسته است
هیچ دانی در دلم جا کرده ای؟
عرش حق شش گوشه بر پا کرده ای؟
عشق بازی با تو معنا می شود
نور حق با تو هویدا می شود
السّلام ای شاه مظلوم و غریب
السّلام ای آیه ی "امن یجیب"
السّلام ای نور چشم مصطفا
السّلام ای "خامس آل ابا"
کاروان آهسته ره تا کربلا
دشت خون و دشت درد و نینوا
خیمه ها در دشت خون بر پا شود
صوت قرآن در فضا آوا شود
گویی آن شب آسمان خون گریه کرد
در میان خیمه ها حق مویه کرد
گویی یا حق چشم خود را بسته است
طاقت دیدن ندارد خسته است
عرش فلک و ملک حق اندر عزا
روز دیگر سر جدا , پیکر جدا
این همان میعادگاه محشر است
قتلگاه زاده ی پیغمبر است
سلام،با تشکر از مهرداد نصرتی عزیز که مرا با دنیای مجازی آشنا و راهنمایی کرد،این وبلاگ صرفا جهت اشاعه فرهنگ مهدوی ایجاد شده و هیچکدام از مطالب حتی یک کلمه مربوط به اینجانب نبوده و حقیر فقط مطالب را جمع آوری نموده ام لطفا اشعار مذهبی خود را همین جا کامنت بگذارید،انشا الله که مورد قبول حضرت حق قرار بگیرد التماس دعا.