غزل خداحافظی
شبیه هر شب در دست های ما حافظ
نشسته ایم تفال کنیم با حافظ
دقیقه ها پر از امّید و بیم می گذرند
که باز تا چه بیارد برای ما حافظ
تو کودکانه و معصوم غرق نجوایی
"رسید مژده که...."این شعر را بیا حافظ
نگاه های تو خیسند و من ترا نگران
که نشکند دل آیینه ی ترا حافظ
پر از نیازی و با مخمل سر انگشتت
گشوده می شود آرام و بی صدا حافظ
"رسید مژده...." تبسم کنان می آرامی
بخواب، خواب تو خوش، نازنین، خداحافظ
مهرداد نصرتی
اشعار عاشقانه و بهاریه مهرداد نصرتی اشعار عاشقانه مهرداد نصرتی اشعار عاشقانه مهرداد نصرتی اشعار عاشقانه مهرداد نصرتی
اشعار عاشقانه و بهاریه مهرداد نصرتی اشعار عاشقانه مهرداد نصرتی اشعار عاشقانه مهرداد نصرتی اشعار عاشقانه مهرداد نصرتی
اشعار عاشقانه و بهاریه مهرداد نصرتی اشعار عاشقانه مهرداد نصرتی اشعار عاشقانه مهرداد نصرتی اشعار عاشقانه مهرداد نصرتی
سلام،با تشکر از مهرداد نصرتی عزیز که مرا با دنیای مجازی آشنا و راهنمایی کرد،این وبلاگ صرفا جهت اشاعه فرهنگ مهدوی ایجاد شده و هیچکدام از مطالب حتی یک کلمه مربوط به اینجانب نبوده و حقیر فقط مطالب را جمع آوری نموده ام لطفا اشعار مذهبی خود را همین جا کامنت بگذارید،انشا الله که مورد قبول حضرت حق قرار بگیرد التماس دعا.