هزار اتفاق تازه شد ز تو پديد
چو ياس شد همه جهان
سپيد گشت، اي اميد
تو كه قدم به كهكشان ما زدي
هواي تازهاي دميد
دم از صفاي ما زدي
بهشت شد وجود ما
شفا گرفت روح ما
خراب شد امارت نشسته بر خرابهها
فرو نشست آتش و شرارهها و كينهها
شكسته شد تمام بت خزانهها
برآمدند جوانهها
سرودها، ترانهها
چه عاشقانه آمدي
چه عارفانه در ديار خاكيان قدم زدي
هنوز در خيال تو
به اين خيال ماندهام
چه منتي به ما نهادهاي، هميشه جاودان
كه با وجود آسمانيت بر اين زمينيان
تو سر زدي
حسن فطرس
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴ ساعت 13:7 توسط سعيد ميري
|
سلام،با تشکر از مهرداد نصرتی عزیز که مرا با دنیای مجازی آشنا و راهنمایی کرد،این وبلاگ صرفا جهت اشاعه فرهنگ مهدوی ایجاد شده و هیچکدام از مطالب حتی یک کلمه مربوط به اینجانب نبوده و حقیر فقط مطالب را جمع آوری نموده ام لطفا اشعار مذهبی خود را همین جا کامنت بگذارید،انشا الله که مورد قبول حضرت حق قرار بگیرد التماس دعا.