دری که، خالیِ دیگه بسترش
*نگاه به تابوتش شده،قاتل جون حیدرش
*تو روضهء،پهلوونی، که از یه شهر دلش پره
زانو بغل،گرفته و،ذوالفقارش خاک میخوره
# یا حیدر ۳ #
بند دوم
بچه ها تو سال نو/لباس نو میپوشن
اما دل من رفته/ پیش کسی،که شامیا،به لباساش خندیدن
*می خندیدن،به پیرهنش، به پاره پاره معجرش
*میخندیدن،به چادری،که سوخته بود دور و برش
*چادری که، دوست داشت اون و،قدر تموم آسمون
*یادگاری، نیم سوخته از،خیمه ی سبز عموجون
#رقیه۳#
عبداله باقری
Abdollah_bagheriiاینستاگرام
@rozeneshinan
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 17:44 توسط سعيد ميري
|
سلام،با تشکر از مهرداد نصرتی عزیز که مرا با دنیای مجازی آشنا و راهنمایی کرد،این وبلاگ صرفا جهت اشاعه فرهنگ مهدوی ایجاد شده و هیچکدام از مطالب حتی یک کلمه مربوط به اینجانب نبوده و حقیر فقط مطالب را جمع آوری نموده ام لطفا اشعار مذهبی خود را همین جا کامنت بگذارید،انشا الله که مورد قبول حضرت حق قرار بگیرد التماس دعا.