دری که، خالیِ دیگه بسترش

‏*نگاه به تابوتش شده،قاتل جون حیدرش

‏*تو روضهء،پهلوونی، که از یه شهر دلش پره

زانو بغل،گرفته و،ذوالفقارش خاک میخوره

‏# یا حیدر ۳ #

بند دوم

بچه ها تو سال نو/لباس نو میپوشن

اما دل من رفته/ پیش کسی،که شامیا،به لباساش خندیدن

‏*می خندیدن،به پیرهنش، به پاره پاره معجرش

‏*میخندیدن،به چادری،که سوخته بود دور و برش

‏*چادری که، دوست داشت اون و،قدر تموم آسمون

‏*یادگاری، نیم سوخته از،خیمه ی سبز عموجون

‏#رقیه۳#

عبداله باقری

Abdollah_bagheriiاینستاگرام

@rozeneshinan