زمینه ایام بستری حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها

روزگارم چنان سبوي شکسته مي ماند

مادر من نماز خود را نشسته مي خواند

من که ديدم کنار آن در چه بر سرش آمد اوگمان مي کند که زينب غمش نمي داند

تا مي رود راه-پيراهن او-ميشود از خون آکنده

پيش من اما-مي کند انکار-درد و غمش را –با خنده

واي مادر-مادر مادر

کار او با اشاره افتاده حال او زار است

از سر شب زدرد و غم تا سيپيده بيدار است

حاميان سقيفه با هم به خنده مي گفتند

بر نميخيزد او دگر اين چنين که بيمار است

چه خوش ادا شد بين اين مردم سفارشات پيغمبر

با لگدي از مادر زينب مانده بجا ما و اين در

واي مادر-مادر-مادر

روز من مثل موي من تيره و پريشان است

آسمان نگاه زينب ستاره باران است

من بميرم براي چشم بهاري بابا

چون شبيه هواي ابري هميشه گريان است

خانه نشين شد فاتح خيبر با دلي از غم طوفاني

هزاران حرف ناگفته دارد در اين سکوت طولاني

واي مادر....

شعر و سبک

یاسر رحمانی

@rozeneshinan

🔵🔵🔵🔵🔵🔵