باران بی نهایت لطف و عطا، جواد

آیینه‌ی تمام نمای خدا، جواد

گنجینه‌ی رضایت بی انتهای دوست

دروازه‌ی بهشت برین رضا، جواد

رو کرده‌ایم جانب دریای مرحمت

آن ملجا حوائج شاه و گدا جواد

با درد های کهنه‌ی خود خو نکرده‌ایم

ای بارگاه لطف تو باب الشفا جواد

از لطف یک نگاه نجیبت طلا شدیم

ای بر مس وجود شده کیمیا جواد

امشب به ابر برکت دستان مهرتان

آورده‌اند خیل گدا التجا جواد

آن شب که جام تلخ بلا را چشیده ای

پر شد زمین ز ناله‌ی واحسرتا جواد

از ناله‌های خفته‌ی تو در گلوی شب

لرزیده‌است پشت همه کوه‌ها جواد

گم شد صدای حُزن تو در بانگ هلهله

از ظلم آن جماعت انسان نما جواد

اندوه تو گلوی قلم را فشرده است

خون می‌چکد ز دیده‌ی حرف و هجا جواد

ما عاشقانه مرثیه خوان غم توایم

دست تهی و دامن لطف شما جواد

ع.نصیری